Skip to main content
فهرست مقالات

حرف دوم: علیه نمادسازی

نویسنده:

(2 صفحه - از 3 تا 4)

کلید واژه های ماشینی : نماد، نمادسازی، هنر، مخاطب، زن، فیلم، موش و گربه، جادوگر، عشق، تصویر

خلاصه ماشینی: "بسیاری از نوآموختگان هنر را تصور بر این است که هنر-و سینما- «وسیله»ای است برای آنکه آنچه را که نمی‌دانند،یا باور ندارند،یا قادر به‌ بیانش نیستند،یا هر سه،از طریق موعظه در فیلم و بیرون فیلم-یا مصاحبه‌ها -به دیگران حقنه کنند. مسأله در این است که‌ شبه هنرمند،حیطه کارش را درک نمی‌کند و خارج از دانش خود می‌گوید و می‌سازد. چرا که هر چیزی-و هرکسی‌ -اعم از اینکه نماد باشد یا نمایه،یا تمثیل،در درجه اول خودش است. اگر تصاویر قادر باشند مفهوم اولیه را منتقل سازند و در چارچوب مضمون-و فرهنگ و هویت خود-و با فرم اندازه به کار روند،و تماشاگر هم آن را باور کند،آنوقت قادر است اثر را که لیاقت دارد،فهم کند و تفسیر،و حتی تأویل. اگر تفاوت مضمون و نماد را ندانیم و اهمیت فرم را درنیابیم،هیچگاه نه قادر به‌ خلق اثر هنری می‌شویم،و نه حتی قادر به درک آن. اگر به موضوع«روح»مثلا آنچنان‌که شکسپیر پرداخته توجه کنیم، درمی‌یابیم که شکسپیر در هملت،روح را باورپذیر می‌سازند و زنده‌تر از زنده‌ -چه اصولا به روح باور داشته باشیم و چه نداشته باشیم،و از این طریق آن‌ را نمادین می‌کند. در اثر دیگر این استاد،«ژوکوند»نیز چنین هنرمندی دیده می‌شود،که‌ اوج هنر است. چرا که واقعیت ابزاری است در دست‌ هنرمند برای ارائه واقعیتی بزرگتر و اصلی‌تر،که او قصد بیان و انتقالش را دارد. اهمیت نمادها در این است که‌ بخشهایی از اخلاقیات،باورها،سنن و آداب انسانها هستند،که از لحاظ ملیت، مذهب و فرهنگ پذیرفته شده و غیرقابل تغییرند. برای ساختن نماد که پیشینه و قداستی دارد،بزرگان هنر به افسانه‌های‌ کهن استناد می‌جویند،به چیزی که در مردم ریشه دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.