Skip to main content
فهرست مقالات

در کنار هم می مانیم (از کنار هم می گذریم)

نویسنده:

(3 صفحه - از 13 تا 15)

خلاصه ماشینی:

"یعنی کارگردان در به‌کارگیری صحنه‌ها و دیالوگها تا به آنجا پیش می‌رود که‌ بیننده تصور می‌کند اصلا انگیزه ساخت فیلم،گنجاندن این‌ دیالوگها و صحنه‌های مجرد در فیلم است،به گونه‌ای که از مدتها قبل و نیز سرفرصت،نه برای این فیلم مشخص،بلکه‌ به عنوان جملات کلیدی و صحنه‌های ممتاز دارای ارزش‌ تصویری قائم به ذات و فکر شده‌اند. صحنه‌ها و دیالوگهایی‌ که به بیان معمول سینمایی برای این فیلم معین با موضوع‌ از پیش تعیین‌شده طراحی نشده‌اند،بلکه حاصل مکاشفهء ذهنی سالهای دور و نزدیک‌یک بینندهء جدی سینما هستند که آنها را-شاید!-در گوشه‌ای از مخیله‌اش به عنوان توشه‌ اولین فیلم بلند خود محفوظ داشته است. حتی اگر این‌گونه‌ نباشد ما فرض را بر این می‌گیریم،چون حتی تجسم چنین‌ چیزی احساس خوشایندی به بیننده می‌دهد،و این چندگونگی‌ و در عین حال قائم به ذات بودن دیالوگها و صحنه‌ها به‌ صورتی که خارج از فیلم نیز قدرت تفسیر داشته باشند،امتیازی‌ است که هر فیلمی از آن بهره‌مند نیست. بکارگیری روایت‌ به گونه‌ای نامعمول؛اختصاص دادن حجم زمانی کم‌وبیش‌ برابر برای اغلب شخصیتها و به تبع آن ایجاد تعادل در همذات‌پنداری بیننده با شخصیتهای فیلم باعث انسجام و یکدستی اثر شده است. پسر کتابخوان-که از ابتدای سفر با خواندن بی‌وقفه کتاب حوصلهء پدر را سربرده‌ است-وقتی برای تخلیه می‌رود کتابش را هم با خود می‌برد که با اعتراض پدر همراه می‌شود،بلافاصله پدر به برادر دیگر (تصویرتصویر) -و تنبلش-می‌گوید:«اگه تو دستشویی نداری لا اقل کتابت‌ رو بخون. برای من‌ از کنار هم می‌گذریم در صحنه‌ای خلاصه شده است که پدر دست خود را به دور پسر انداخته و هردو در کنار هم مرهم‌ زخمهای یکدیگر شده‌اند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.