Skip to main content
فهرست مقالات

با احترام پیش کش «سعید عقیقی» و اینک چهار شب یک خیالباف دیگر: ... و سکوت سرشار از ناگفته هاست

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : سینما، فیلم، خیال، عشق، شبهای روشن، مرد، دختر، اینک، رؤیا، زندگی

خلاصه ماشینی: "عدم توازن هندسی قاب با قاب‌های پیشین(که پیش‌زمینه‌ای در ذهن مخاطب است)،تغییر و دگرگونی زندگی مرد بعد از حضور دختر را به زیبایی القا می‌کند. و می‌تواند عاشق شود (تصویرتصویر) عکس نامزد بالای عکس«برشت»است و شاید چه بسا والاتر از آن چرا که اوست که فرصت و مجال این تجربه را به مرد می‌دهد و اگر او نبود نه‌ مرد لذت درک این تجربه را می‌یافت و نه دختر بدین شناخت می‌رسید. یکی‌ را(که اتفاقا اولین کتابی است که در زندگی خوانده و شاید اولین جرقهء لذت‌ او)به عنوان سفیر و نشانی از عشق خود به دختر می‌دهد و دیگری را که‌ برای خود نگه می‌دارد. ایستایی پایانی دوربین روی کتاب مانع از آن می‌شود تا بپنداریم که مرد دیگر با زندگی(یا نازندگی)گذشته خود هیچ نسبی‌ ندارد. چگونه می‌توان اندیشید که کسی،که تمام لحظات‌اش،تنهایی‌اش و دنیایش،عجین با تخیل و کتاب است از آن دست بشوید؟اینک وی به‌ سازشی دوباره در زندگی خود دست می‌زند و می‌توان امید داشت که‌ کتابخانه‌اش دگر بار و دگر بار اندوه از کتاب می‌شود و چه بسا انبوه از همان‌ کتاب‌ها،اما اینک با نگرشی دیگر مبتنی بر شناخت حقیقت و راز زندگی: عشق (تصویرتصویر) و اینک عشق: ... دوربین پس از مکالمه‌ای کوتاه میان مرد و رویا و درحالی‌که مرد(با رجعتی‌ به گذشته و ابتدای فیلم در ذهن مخاطب)در حال خواندن شعری‌ (همان شعر فرخی)،با کمال سوز و گداز و شور و اشتیاق عاشقانه‌ است به پایین تیلت می‌کند و روی نمای بسته‌ای از کتاب که‌ حالا دیگر می‌دانیم که نامش چیست می‌ایستد:«شبهای روشن» نوشتهء فئودور داستایوفسکی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.