Skip to main content
فهرست مقالات

و بعد زندگی را کنار گذاشت (ساعات)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : زن، ویرجینیا، رمان، ویرجینیا وولف، فیلم، خانم دالووی، زندگی، کلاریسا، لورا، خودکشی

خلاصه ماشینی: "»اما معما به اینجا ختم نمی‌شود،زیرا اگر در نگاه اولیه و گذرا ما شاهد زندگی سه زن هستمیم، اما در واقع ماجرا از این قرار است که فیلم تنها یک نویسنده و یا یک‌ «راوی»دارد که آن هم تنها ویرجینیا وولف است و دیگران یعنی لورا و کلاریسا و ریچارد در اصل شخصیتهای رمان او هستند که در طول قصه و تا نهایت فیلم در نگاه و ذهن ویرجینیا شکل و تحقق می‌پذیرند،و به عبارتی‌ به‌طور مستقل وجود عینی ندارند. و کلاریسا می‌ماند،گویی تنها اوست که توان و قدرت این را یافته است که‌ با همهء مشکلات خرد و کلان سازگاری یابد و اگرچه بسیار سخت تحت‌ تأثیر افکار و دیدگاه ریچارد است و خود را پایبند به تعهد و مسئولیت در برابر او می‌داند-زیرا بدون او احساس مسخرگی و بیهودگی می‌کند-اما معتقد است که باید زندگی کرد(با همهء روزمرگی و کسالتش)و این‌که آدم‌ها به‌ خاطر هم و خوشحال کردن هم است که زندگی می‌کنند و گویی تمامی‌ رخدادها و حوادث و وجود آدمی جزء لاینفک این زندگی‌اند. بنابراین در نگاه ویرجینیا وولف،شاید تنها کسی که شایسته مقام خودکشی است،کسی جز ریچارد نیست و در واقع چنانکه خود ویرجینیا می‌گوید:«می‌خواستم این هروئین‌ لعنتی را در خودم از بین ببرم»یعنی اندیشیدن به مرگ یا خودکشی را سرانجام تصمیم می‌گیرد که ریچارد،این انسان درمانده و مأیوس،مرگ را بگزیند،شاید همه از مرگ بگریزند،چون زندگی را دوست دارند،شاید از مرگ بهراسند،چون به جاودانگی ایمان ندارند،شاید به انتظار مرگ بنشینند تا از راه برسد،شاید به سراغ مرگ بروند تا به آرامش و تحقق آرمان‌هایشان‌ دست یابند.."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.