Skip to main content
فهرست مقالات

ایران شناسی نقدی بر «فرهنگ بزرگ سخن» (بخش اول)

نویسنده:

(3 صفحه - از 39 تا 41)

کلید واژه های ماشینی : آب، فرهنگ، فارسی، حافظ، فرهنگ بزرگ سخن، معنی، تلفظ، کنایه، لغت، عرق

خلاصه ماشینی:

"مثلا معنی«آب»اگر رود و دریا و دریاچه باشد،در زبان فارسی قدیم و امروزی آن‌قدر به کار می‌رود که‌ مقامش در درجه‌ی دوم است؛و اگر چنین است،چرا مثالی از زبان‌ امروزی نیاورده‌اند و به مثالی از«بیغمی»اکتفا کرده‌اند؟آیا جای این معنی پیش از شماره‌ی«8»نیست؟در شماره‌ی«4»مرقوم‌ فرموده‌اند:«مایعی که از تقطیر به‌دست می‌آید:عرق:آب بنفشه» من نمی‌دانم در کجای ایران(امروز)آب بنفشه را به معنی عرق‌ بنفشه به‌کار می‌برند و چرا مثالی برای آن ذکر نکرده‌اند؟و اگر قدما آن را به کار می‌بردند،چرا این مطلب با قید«قد»نشان داده نشده‌ است؟ پیش از این متذکر شدم که حداقل توقع از این فرهنگ این‌ است که بتوانیم دیوان شعرایی مانند حافظ و سعدی را همراه با چنین‌ فرهنگی بخوانیم و معانی آن را درک کنیم. ) آب(کنایه از روان که حالت آب است): هر دانشی که در دل دفتر نیامدست‌ دارد چو آب خامه‌ی تو بر سر زبان (قصیده‌ی 1:16) آب(کنایه از عرق بسیار زیاد که با کلمه‌ی عرق این بسیار زیاد بودن آن تأکید می‌شود) (آب و عرق): از حیای لب شیرین تو این چشمه‌ی نوش‌ غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست (قصیده‌ی 73،7) آب(گداخته و ذوب‌شده): دلیل راه شو این طایر خجسته لقا که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه (قصیده‌ی 416:2) آب(در مفهوم رونق و جلا اما با توجه به آب دادن فلزات): تیغی که آسمانش از فیض خود دهد آب‌ تنها جهان بگیرد بی‌منت سپاهی (قصیده‌ی 489:6) در بخش ترکیبات اضافی در معنی شراب،آب اندیشه‌سوز و آب‌ طربناک را هم ندارد. اما در بخش ترکیبات اضافی و وصفی و اصطلاحی و ضرب المثلی که ذیل آب آمده است،آن‌قدر کمی و کاستی وجود دارد که از حد تصور خارج است و من به بعضی از آن‌ها که مهم‌تر است، اشاره می‌کنم و تذکر می‌دهم که این مطالب را از فرهنگ‌هایی‌ به‌دست آورده‌ام که ادعای بزرگ بودن نداشته‌اند: آب آتش‌خو،آب آتش‌زای،آب آتش‌زده،آب آتش فعال،آب‌ آشامیدنی‌[آب خوردنی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.