Skip to main content
فهرست مقالات

از معاصران خاطرات من از ارتش

گزارشگر:

(4 صفحه - از 68 تا 71)

کلید واژه های ماشینی : ارتش، مهاباد، ارتشبد فریدون جم، شاه، رضا شاه، کرمانشاه، افسری، امریکا، فرمانده‌ی دانشکده‌ی افسری، ارتشبد جم

خلاصه ماشینی:

"در تحقیقات معلوم شد که‌ در آن طرف مرز،کردهای بارزانی و پیشمرگ‌ها با ارتش عراق جدال می‌کنند و در این طرف به تازگی اصلاحات ارضی در دست عمل قرار گرفته و اختلافات بین مالکان و کشاورزان،علاوه بر مسایل عادی‌ مناطق عشایری،وضعیت را حساس نموده است. (به تصویر صفحه مراجعه شود) محمود جم شیر و خورشید سرخ در مهاباد بیمارستانی ساخته بود که به علت‌ نداشتن پزشک مورد استفاده نبود،بدین جهت و به سبب فوریت امر، از نیروی زمینی درخواست کردم که یک پزشک ارتش را مأمور به‌ شیر و خورشید نموده و به مهاباد بفرستد. وقتی اطلاع‌ یافتم نامه‌یی Home Office نوشته،سوابق او را که نسبت به‌ شاه دلبستگی خاصی داشت و به همین جهت ایران را ترک کرده‌ بود،شرح دادم و درخواست نمودم که او نه می‌تواند به ایران برود و نه به عراق(که قسمتی از ایل منگور در آن ساکن است)برگردد و لذا از دولت انگلیس تقاضای پناهندگی دارد. بعدها معلوم شد مستشاری نظامی امریکا معتقد شده بود که موقع آن رسیده بود که‌ نیروی زمینی فقط به تقلید و توجه سازمان‌ها و روش‌های امریکایی‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) اکتفا ننموده و خود به بررسی مسایل،سازمان‌ها،تجهیزات و روش‌ها بپردازد و به توصیه‌ی آنان مرا برای ریاست این کار انتخاب کرده‌ بودند،در صورتی‌که کوچک‌ترین اطلاعی نداشتم. تنها نتیجه‌یی که این مأموریت تازه برای من‌ داشت،یک سال محرومیت از ترفیع بود!اگرچه برای خدمات در مهاباد و سپس سازمان تحقیقات رزمی،بهترین نظریات نسبت به‌ من داده شده بود،اعلی حضرت همایون در ارایه‌ی پیشنهاد ترفیعات‌ نام مرا خط زده بودند!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.