Skip to main content
فهرست مقالات

نقدی بر «فرهنگ بزرگ سخن» (بخش دوم)

نویسنده:

(3 صفحه - از 25 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : آتش، فرهنگ بزرگ سخن، معنی، حافظ، نقد، تلفظ، کلمه‌ی، آجر، آذر، آدم، ترکیب، معرکه، غزلیات حافظ، فرهنگ هشت‌جلدی فرهنگ بزرگ، مردم، مثال، دیوان حافظ، جمع، بخش دوم، ذیل، فقره‌ی، معنی اصلی، بیا آتش، آتش افشان، آتش کسی گرم، آت و آشغال، غزل طرب‌انگیز حافظ، فقره‌ی آتش، آتش موسی، منقل آتش

خلاصه ماشینی: "ذیل کلمه‌ی«آتش»این‌ معانی نیامده است: آتش جهنم: عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست‌ تنگ چشمم گر در نظر در چشمه‌ی کوثر کنم (حافظ،346:11) نابودکننده‌ی همه چیز: صراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند عجب گر آتش این زرق در دفتر نمی‌گیرد (حافظ،149:4) آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت‌ حافظ این خرقه‌ی پشمینه بینداز و برو (حافظ،407:8) جلوه‌ی ذات خداوندی: شب تار است و ره وادی ایمن در پیش‌ آتش طور کجا،وعده‌ی دیار کجا (حافظ،19:2) یعنی که بیا آتش موسی نمود گل‌ تا از درخت نکته‌ی توحید بشنوی در«ترکیبات آتش»از این ترکیبات که اغلب در دیوان حافظ وجود دارد،در فرهنگ بزرگ سخن اثری نیست:آتش آه،آتش‌ پروانه،آتش تابناک(شراب)،آتش حرمان و هوس،آتش درون، آتش دل،آتش دوری،آتش ریا،آتش زرق،آتش زهد و ریا،آتش‌ سودا،آتش شوق،آتش طور،آتش محرومی،آتش موسی،آتش می، آتش میخانه،آتش نمرود،آتش هجران،آتش هوس. «آتش بیار معرکه»در اصل ممدوح بوده است،به این معنی که‌ «معرکه»معمولا به جایی گفته می‌شده است که یک نفر حقه‌باز یا چشم‌بند و امثال او همراه به دو سه شاگرد،مردم را دور خود جمع‌ می‌کرده است و مشغول حقه‌بازی و چشم‌بندی و مار درآوردن و مار از چیز گذراندن و زنجیر پاره کردن می‌شده است و اگر مردم احساس‌ سرما می‌کردند،یکی از شاگردان او منقلی آتش روشن می‌کرد و منقل آتش را به معرکه می‌آورد که مردم سرما نخورند و معرکه را در ظاهر هم گرم می‌کرد و در موقع پول جمع کردن از مردم اگر کسی‌ پول نمی‌داد،کلاه او را برمی‌داشت و به پشت(پس)معرکه پرت‌ می‌کرد که«کلاهش پس معرکه بود»و باید به دنبال جستن کلاه‌ خود از معرکه خارج شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.