Skip to main content
فهرست مقالات

چهره رخشان فرهنگ

نویسنده:

(4 صفحه - از 60 تا 63)

خلاصه ماشینی:

"استاد در میدان علم و فرهنگ اتحاد شوروی سابق و جهان نماینده‌ای برای‌ تاجیکستان و همهء تاجیکان بود و از سوی آنان‌ حرف می‌زد،و در این مورد حق کامل داشت. آیا وضعیت خودمان را-آنچنانکه هست- می‌شناسیم؟آیا با کاروانی به عمل بی‌غلط توانا هستیم؟بهر حال،این روشن است که نور را نمی‌توان خاموش کرد(اگر می‌توانستند،چنگیز و چنگیزیان می‌توانستند)،نور مسدود کنندهء خود را منور می‌نماید(مگر کم بودند کوچ نشینان که‌ تاجیکان صاحب شهر و تمدنشان کردند؟) شوم خبر کشته شدن استاد عاصمی همه را لرزاند،همه را تکان داد؛چه در درون کشور،چه‌ در بیرون آن؛حتی بیگانگان بی‌طرف را،این خبر دردناک هر تاجیک و تاجیکستانی را که بستگی با این کشور دارد و می‌خواهد با همهء همسایگان‌ نزدیک و دور-ازبکستان و قرقیزستان،قزاقستان‌ و ترکمنستان،چین و افغانستان،هند و پاکستان، ایران و روسیه،با کل مردمان منطقه و دنیا زندگی‌ آسوده وآرام و خیرخواهانه داشته باشد،لرزاند و تکان داد. استاد عاصمی خصلتهای ممتاز بسیار داشتند: شیرین سخن بودند؛آوازی دلکش داشتند؛با تمکینی تسخیر کننده صحبت می‌کردند؛ضمن‌ سخن شعر فراوان بزبان می‌آوردند(هر گاه دیدار و گفتار ایشان دست می‌داد،ارسطو در نظر جلوه‌ می‌کرد)؛صحبتهای استاد همیشه جذاب و همیشه پرفیض بود. از جمله یک بند شعر استاد بازار صاقبر را دربارهء استاد شکوری به‌ زبان آوردند؟ روشنفکران پی بردند که استاد این کار را عمدا کردند جهت پشتیبانی از استاد بازار صابر،معنی‌ این جاست که آن روزگار شعرهای شهر آشوب‌ احمد دانش و دیوار بخارا آشوبی در دایره‌های‌ سیاسی برانداخته و مورد محاکمه در کمیتهء مرکزی‌ حزب کمونیست تاجیکستان،همچنین سبب‌ مجازات شدن مسئولین نشریهء«معارف و مدنیت» شده بود."

صفحه:
از 60 تا 63