Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و نظر: گلاب خانم (نوشته قاسمعلی فراست - 1374)

ناقد:

(7 صفحه - از 83 تا 89)

کلید واژه های ماشینی : گلاب، موسی، گلاب خانم، داستان، دختر، مادر، آسیه، چهره، خانواده، بحران

خلاصه ماشینی:

"موسی-که از جبهه جنوب است-در مراسم عقدکنان خود با«گلاب خانم»، دختر دایی‌اش،حاضر نمی‌شود و این موضوع موجب سرگردانی پدر و مادر وی و خشم پدر عروس،که سرهنگ بازنشسته است،می‌شود. گلاب خانم و گلی دو دختر سرهنگ اکنون همدرد شده‌اند زیرا رسول نامزد گلی که در جبهه بوده و شیمیایی شده نیز به گلی و خانواده گلی روی خوش نشان نمی‌دهد. در این (به تصویر صفحه مراجعه شود) میان،میرزا که متحول شده دکان را به موسی می‌سپارد و با اینکه پیر است به جبهۀ نبرد می‌رود. سکه!»(ص 196) پافشاری او در این زمینه چنان است که هم موسی را به بنیاد می‌برد و برای او پرونده درست می‌کند و هم با وکالتی که از وی گرفته موفق به دریافت پیکان می‌شود و شاد و قبراق سوار بر پیکان در خیابان جولان می‌دهد. »(ص 92) موسی پیش از مجروح شدن چهره‌ای با طراوت و چشمانی زیبا داشت و در نبرد دلیرانه و چالاک پیش می‌رفته اما اکنون مردی است منزوی که خود و نشانیهایش را حتی از مادرش پنهان می‌کند. حتی زمانی که موسی می‌گوید بهتر است به فکر کار و بار خود باشد و با او نیکبخت نخواهد شد،دست از تلاش نمی‌کشد،و زمانی که چهره ترسناک موسی را می‌بیند-گرچه ترسان و دلزده می‌شود-باز دلبستگی خود را نسبت به او حفظ می‌کند و پس از جدالی درونی-به رغم خواست پدر-از خانه بیرون می‌آید و در بوستانی با موسی دیدار می‌کند. »(ص 256) در پایان گلی و گلاب به خانه بخت رفته‌اند و رسول و موسی با نامزدها و زندگی‌اشان آشتی کرده‌اند و برآنند که به موقع بار دیگر برای دفاع از آرمانشان به جبهه بروند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.