Skip to main content
فهرست مقالات

وضعیتی دیگر

نویسنده:

مترجم:

(6 صفحه - از 150 تا 155)

کلید واژه های ماشینی : ویلی، سفید، هتی، شهر، طناب، تراموا، تفنگها، نگاه، زمین، رنگ

خلاصه ماشینی:

"«شما مثل یه دسته احمق دارین می‌رین اون پایین که وارد شدن اون آدمو ببینین؟» آقای براون به نشانه تصدیق لبخند زنان سر تکان داد و گفت:«به نظرم این کار درستیه. ویلی گفت:«دکتر فیلیپس و آقای برتون و خونه بزرگشون یادت هست،و مادرم که کلبه‌رو می‌شست و بابام که با اون سن و سال کار می‌کرد و پاداشش به دار آویخته شدن به وسیله دکتر فیلیپس و آقای برتون بود. » در طول جاداه،مردم به بالا و رو به آسمان می‌نگریستند،یا روی ماشینهایشان ایستاده بودند،یا در حال راندن آنها و تفنگها از بعضی از اتومبیلها چون تلسکوپهایی سر بیرون آورده بودند،گویی که همه بدکاران جهانی را که به رو به پایان است،در معرض دید دارند. وقتی کارش تمام شد شاگرد تراموا که چشمانش چپ شده بود کلمات را که رنگ زردشان می‌درخشید خواند:«قسمت عقب برای سفیدها»دوباره آنرا خواد:«قسمت عقب»،چشمکی زد:«برای سفیدها»شاگرد تراموا به ویلی نگریست و لبخند زد. اما کدامشان سنگ زیرین بنا بودند و چگونه باید به آن دست می‌یافت؟ چگونه آنها را برانگیزاند و نفرتشان را از بین ببرد؟ در آن سکوت سنگین به ویلی نگاه کرد و تنها چیزی که در آن موقعیت دریافت ویلی بود و زندگی‌اش و آنچه بر سرش آمده بود. هتی که قلبش به تندی می‌زد به مرد سفید نگاه کرد و به تندی گفت: «دربارۀ گرین واتر حرف بزنید. بچه‌ها برای دیدن پدرشان دویدند و فریاد زدند:«شما آدم سفیدارو دیدین؟اونارو دیدین؟» ویلی در حالی ک هپشت فرمان نشسته بود و صورتش را به آرامی با انگشتانش می‌مالید،گفت:«بله،قربا..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.