Skip to main content
فهرست مقالات

نقد: نمایش جهنم (نگاهی به نمایش "امشب باید بمیریم")

نویسنده:

(2 صفحه - از 50 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : نمایش، استاد ناصر، داستان، نمایش جهنم، تماشاگر، خودکشی، خانواده، شخصیت، استاد ناصر درگیر، شکست، روایت، اسفندیار، جمال و خودکشی استاد ناصر، قهرمان، راوی، استاد ناصر به سمت مرگ، طرلان، چالش، مارال، مرگ، جمال، آدمها، مرگ جمال و خودکشی استاد، زندگی استاد ناصر، زندگی، شکست استاد ناصر، قهرمان داستان، استاد ناصر پیش‌از خودکشی، خانواده با استاد ناصر، استاد ناصر دریده شدن

خلاصه ماشینی: "اسفندیار که به‌عنوان راوی،کارش را با فاصله‌گذاری و ارتباط مداوم و مستمر با تماشاگر آغاز می‌کند،قصد دارد پیش از شروع داستان و روایت،محتوا و منظوری را با مخاطبانش در میان بگذارد و به قول خودش،«قصه جهنم»را برایشان بگوید؛اما این‌ مخاطبان که گویی بخشی از آنها از میان تماشاگران جدا شده و در صحنه قرار گرفته‌اند تنها برای شنیدن قصه نشسته‌اند و اجازه بروز صحبتهای دیگر را به اسفندیار نمی‌دهند و همین مسأله،بهانه‌ای می‌شود تا منظور و محتوای اثر به شکلی دیگر(استاد جمیل‌ صادقی)هر از چندگاهی،میان فصول مختلف نمایش فاصله ایجاد می‌کنند و ضمن کمک‌ به تغییرات صحنه،تماشاگر را هم برای اندیشیدن به آنچه در راستای اتفاق رخ داده‌ است‌آماده می‌نمایند. مهمترین شخصیت در میان آدمها،استاد ناصر است که زندگی‌اش پیش از هر چیز با یک تهمت که در محل کارش(دانشگاه)به او زده شده یا چالش مواجه شده و همین مسأله،چالش او در سطح دیگر(خانواده)را هم به وجود می‌آورد؛اما این چالش‌ خانوادگی که به‌عنوان مهمترین مسأله داستان تبدیل می‌شود و ضمن حرکت از یک کلیت‌ (جامعه)به جزیی از خانواده منجر می‌شود و سپس اثر،حرکتش را به سمت جزی‌تر شدن(فردیت)ادامه می‌دهد و در پایان درباره همان شخصیت اصلی(استاد ناصر)به‌ نتیجه‌گیری و هدف نزدیک ختم می‌شود. پایان و نتیجه،تنهایی بیشتر و بیشتر جیران و مارال،مرگ جمال و خودکشی استاد ناصر است و این در مسیر دو مرحله‌ای‌ نمایش که از آن یاد شد،رخ می‌دهد و سپس آنچه قادری می‌خواهد بکوید،تغییر پیدا می‌کند و در حقیقت قواعد ژانر به سمت ملودرام گرایش پیدا می‌نماید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.