Skip to main content
فهرست مقالات

وقتی شنیدن جای دیدن را می گیرد

نویسنده:

(2 صفحه - از 68 تا 69)

خلاصه ماشینی:

"مرحله اول:وقتی است‌ که مردم در همین کوری و نادانی،خود از کوری‌ خویش هنوز بی‌خبرند،مرحله دوم:مرحله‌ای‌ است که آدمها در آستانه آگاهی از کوری قرار می‌گیرند و سایه‌های«ترس از آگاهی»بر جانشان‌ سایه می‌افکند،مرحله سوم:زمان تلاش انسانها برای رهایی است،و مرحله چهارم:مرحله‌ بازیافت بینایی و در طول قصه تلاش به شکل تنازع‌ بقا ادامه دارد و در پایان ماجرا تنها کسانی زنده‌ می‌مانند که برای رهایی از این کوری و بدست‌ آوردن بصیرت و بینش،چیزهایی را از دست‌ می‌دهند. حقایق را،تلخی‌ها را،کثافات و پلیدیها و تبعیض و گرسنگی و کشتار را و تنها فرد مسئول این‌ جماعت(زن دکتر)است زیرا تنها کسی است که‌ می‌بیند اما حدود مسئولیت و تعریف نیکی در این‌ رمان از کلیشه‌ها و چهار چوب قرار دادی رها می‌شود و مفهومی کاملا نسبی می‌یابد،زیرا همین‌ زن بینای مسئول و نیک سرشت در شرایطی خاص‌ آدم هم می‌کشد،اما او می‌کشد به جای آن کسانی‌ که شجاعت و بصیرت دفاع از حقوق انسانی را (به تصویر صفحه مراجعه شود) ندارند و می‌بیند بجای همه آنها که نمی‌بینند و اشک‌ می‌ریزد بجای همه آنها که نمی‌توانند بگریند،به‌ اعتقاد این زن«کسی که دستور می‌دهد و کسی که‌ اطاعت می‌کند،هر دو کورند."

صفحه:
از 68 تا 69