Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو: تئاتر گهواره من بود

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

مترجم:

(3 صفحه - از 40 تا 42)

کلید واژه های ماشینی : تئاتر، بازیگر، نمایش، کارگردان، کمپانی، تماشاگران، فنون، ویلنا، اجرا، تئاتر گهواره

خلاصه ماشینی:

"وی ده‌ها سال در کشورهای متعدد و در کسوت بازیگر،به ایفای نقش پرداخت که به خاطر بازی در قالب شخصیت‌هایی همچون آناکارنینا(اواخر 1950 در بوئنس آیرس)و لیندا در«مرگ‌ یک دستفروش»(بروکلین،1951)اثر آرتور میلر،مورد تمجید بسیار قرار گرفت. روزی در سال 1916،دو بازیگر جوان با پیشنهادی نزد پدرم آمدند،چون شنیده بودند که او به کمک بازیگران‌ آماتورش برنامه‌های جالبی را کارگردانی کرده است. تصور پدرم این بود که نمایش به‌ ژرف اندیشی یک کارگردان نیاز دارد،به همین دلیل از مشارکت‌های‌ «دیوید هرمان»20کارگردانی با گرایش‌های ارتودوکسی استفاده کرد تا اولین اجرای نمایش را در جهان روی صحنه برد. در آن زمان من‌ چهارده ساله بودم و نقش کوچکی در نمایش داشتم که برای نخستین‌ بار در سال 1920 در ورشو اجرا شد. بنابراین روزی که در ورشو،در سال 1920، مشغول اجرای دوره‌ای نمایش دای‌بوک بودیم،تمام انرژیم را متمرکز کردم،به مدرسهء بازیگری در ویلنا وجود ندارد و اینکه می‌خواهم بازیگر شوم. آدابت کردن متنی مثل‌ آن برای راضی کردن تماشاگران کار مشکلی بود،مخصوصا از زمانی که‌ مجبور شدیم با فیلم مشهوری که از همین داستان با بازی«گوتاکاربو» ساخته شد و هم زمان در سینماها بر پرده بود،مخصوصا از زمانی که‌ فیلم،در مورد بازی کردن آن نقش بدجوری ترسیده بودم. تماشاگران متفاوت در سراسر جهان چه تأثیری بر شما می‌گذاشتند؟ به‌طورکلی،تماشاگران از چهار گوشهء دنیا به تئاترهای گروه ما کشیده‌ می‌شدند،که البته هدف اصلی آنها دیدن خود ما بود. چه‌ طور به نظر می‌رسید؟ اجرا در بوئنس آیرس با بازیگر دیگری در نقش لیندا بسته شد؛چون‌ آن زمان تصمیم گرفته بودم برای مراقب از دخترم،طی تحصیل در دبیرستان،در نیویورک بمانم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.