Skip to main content
فهرست مقالات

وقتی تو ماندی و گل تنهایی

نویسنده:

(2 صفحه - از 22 تا 23)

کلید واژه های ماشینی : جلال در قصر شیرین ،قصر شیرین ،پدر زلال محبت ،جلال ،پاجوشها ،ساعدی ،پدر زلال ،دیداری ،زلال محبت ،عزیزی

خلاصه ماشینی:

"چیزی هم به طور صریح از ایشان دستگیرمان‌ نشد-یکی از شب‌هایی که جلال در قصر شیرین‌ بود،در خانه‌ی همین دکتر اکبر ساعدی‌ شعرهای سالهای 47 و پیش از آن را از من‌ شنید،و با هیجانی آشکار گفت:اینها را بنویس‌ بده به من،می‌دهم برایت چاپ کنند، حق التألیف هم برایت می‌گیرم. خاطره‌ی دیدار جلال در قصر شیرین خاطره‌ی دیداری چند روزه و نشست و برخاست‌ با او-در شعر:پدر زلال محبت بود،به روشنی‌ آمده است. ** چه کارهای عزیزی که سر نمی‌زد از او شبی ز خادم آن کلبه، خواهش باروت‌ جوان ساده،از این حرف،سخت،ماتش برد شبی سفارش گنجشکهای روی درخت‌ که خوابشان ز حریق«نئون»پریشان بود ** صفای باغ،در آن بارش مداوم عصر عجیب دیدن داشت‌ چه جان پناه خوشی بود، (به تصویر صفحه مراجعه شود) از راست:ایرج جاسمی،جلال آل احمد،تقی رشیدی و جواد محبت خانه باغ،پسر!"

صفحه:
از 22 تا 23