Skip to main content
فهرست مقالات

زیبایی شناسی فلسفه فرهنگ و «تحول زیبایی شناختی»

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 48 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : زیبایی‌شناسی، زیبا، فلسفه، زیبایی‌شناسی فلسفه فرهنگ، ولش، تحول زیبایی‌شناختی، اخلاق، فرهنگ، هنر، تحلیل فلسفی نقد هنری

بدون تردید در عصر حاضر شاهد جهش‌ زیبا شناسی هستیم که از سکون فردی گذشته‌ و از ورای مدنیت و اقتصاد به اصول نظری‌ رسیده است و اکنون در مرحله‌ای فراتر، واقعیت در تمامیت خود از منظر ما ساختاری‌ زیبایی شناختی دارد. زیبا شناسی باید مورد تجدید نظر قرار گیرد به شیوه‌ای که در بستر وسیع‌تری جای گیرد، درون فلسفه فرهنگ بشر. کتابی که فلسفه را دنباله منطقی زندگی‌ زیبا شناسانه معرفی می‌کند نمی‌تواند میان‌ منطق و زیبایی شناسی ثنویت لازم را برقرار کند،این همان چیزی است که فاصله و اختلاف غیر قابل حلی را میان مدرن و پست مدرن به وجود آورده است. «زیبایی شناسی،فلسفه فرهنگ و«تحول‌ زیبایی شناختی»عنوان مقاله‌ای که به قلم‌ لارس آبرگ به رشته تحریر در آمده است.در این نوشتار،وی مطلع سخن خود را به نقل از ولفگانگ ولش و ریچارد شوسترمان آغاز کرده‌ است تا پایه تحلیلی بحث مورد نظر را بر آن‌ استوار سازد. وی می‌گوید:زیبایی شناسی نظمی است‌ فلسفی که با پدیده‌های زیبایی شناختی،به‌ طور اعم و با آثار هنری به طور اخص و ضمنا تحلیل فلسفی نقد هنری مرتبط است. مباحثی که وی در مجموع در این مقاله‌ بدان پرداخته همچنان بزرگترین معضلات‌ فلسفه جامعه شناسی فرهنگ و نقد فرهنگ‌ می‌داند. آنچه در پی می‌آید مقاله‌ای است که در همایش بین المللی معنای زیبایی که از مهر ماه‌ سال جاری تا اسفند ماه هر چهار شنبه در ساختمان شماره 3 فرهنگستان بر پا می‌شود- درج شده است.

خلاصه ماشینی:

"در خلال دهه نود زیبایی شناسی هم در مقام‌ فلسفه هنر و هم به مثابه بازتاب پدیده‌ای‌ زیبایی شناختی به طور کل،در بسیاری از پروژه‌های‌ میان رشته‌ای و نظام آکادمیک مورد توجه قرار گرفت‌ و آثار انبوهی در طول این سال‌ها ارائه داد،اما در زمینه‌های دیگر چون علوم متعلق به شناخت، روانشناسی،ادراک و نیز مطالعات فرهنگی، بازگشت آن به موضوعات زیبایی شناسانه کاملا آشکار است. ولش در مقاله‌ «مبانی زیبایی شناسی در تفکر معاصر(1991) می‌گوید aestheticizing علم و حقیقت در دنیای‌ مدرن امروز،میلی قوی است و خود او آشکارا آن‌ را تایید می‌کند،تا بتوان حقیقت و واقعیت را به‌ مثابه پدیده‌های زیبایی شناسانه تعبیر کرد. بودان ژیمیدوک،در کتاب‌ فرهنگ اندیشه اجتماعی قرن بیستم آورده است: «زیبایی شناسی در معنای مدرن آن بیشتر به‌ عنوان نظمی فلسفی قابل درک است،که یا فلسفه‌ پدیده زیبایی شناختی(اهداف،ویژگی‌ها، تجربیات و ارزش‌ها)است،یا فلسفه هنر(خلاقیت‌ اثر هنری و درک آن)،یا فلسفه نقد هنر (metacritisism) یا در نهایت،نظمی است که‌ از لحاظ فلسفی با هر سه قلمرو دیگر مشترکا مربوط است. مالکوم باد،فیلسوف و زیبایی شناس‌ انگلیسی در کتاب«دایرة المعارف فلسفه»(8991) م می‌گوید:«زیبایی شناسی از دو بخش تشکیل شده‌ است:فلسفه هنر و فلسفه تجربه زیبایی شناختی‌ موضوعات و پدیده‌های غیر هنری»«فلسفه تجربه‌ زیبایی شناختی»که انواع پدیده‌های ناهمگونی چون‌ تجربه زیبایی شناختی طبیعت(زیبایی شناسی‌ محیط)و علم اخلاق و زندگی روزمره را در بر می‌گیرد،تعریف نسبتا خوبی از معضلات فلسفه‌ هنر است مطالعه علم اخلاق و زندگی روزمره بدون‌ اشکال و در فرهنگ معاصر حائز اهمیت است،اما اینکه باید در متن زیبایی شناسی فلسفی لحاظ شوند،مشخص نیست."

صفحه:
از 48 تا 51