Skip to main content
فهرست مقالات

حس حضور

نویسنده:

(2 صفحه - از 48 تا 49)

کلید واژه های ماشینی : داستان، ماریا، رایانه، دریا، خواب، ماه، افعال ربطی، بدنم، باور، آب

خلاصه ماشینی:

"درباره پایان‌ داستان یک ماه فکر کرده بودم. ماریا روی زمین توی ساحل قشنگ‌ بود. قطرات آب روی اندامش نشسته بود، اما ماریا خیس نشده بود. ماریا توی ساحل دست نیافتنی بود،اما ته دریا جایی برای‌ گریز نبود. دیشب بعد از یک ماه ماریا را یافته بودم. سالها داستان می‌نوشتم،داستان‌های‌ کوتاه و بلند،حتی یکی دو رمان نوشته بودم اما این‌ یکی عجیب بود. همان جا که یک ماه پیش‌ ماریا را گم کرده بودم. اما آیا واقعا ماریا مرده بود! فقط تصویر ماریا باقی مانده بود. ماریا فقط در ذهن من با خطوط نقاشی شده بود. ماریا غرق شده بود. چه‌طور ممکن است!وقتی شروع کردم به نوشتن و بی‌اعتنا به صفحه رایانه جمله‌ها را در ذهن ساختم و مرور کردم،ناگهان دیدم جملاتی که فعل آنها کلمات‌ ربط هستند،تایپ نمی‌شوند. نتیجه چه می‌شد!ماریا را بعد از مدتها یافته بودم. اندیشیدم که آیا ماریا بازی دیگری شروع‌ کرده است!مدتها هاج و واج به صفحه رایانه نگاه‌ کردم. به ذهنم رسید که بدانم آیا واکنش‌ رایانه در برابر موقعیت جدید ماریا این گونه است! تصمیم گرفتم چند جمله فصل ما قبل آخر که هنوز ماریا در ساحل زنده بود را از نو تایپ کنم. اتفاقا چند جمله آخر با افعال ربطی تمام شده بود. عجیب بود!افعال ربطی‌ در فصل آخر نوشته نمی‌شد. داستان را چگونه به‌ پایان می‌رساندم!اگر شما بودید چه می‌کردید!آیا با مرگ ماریا داستان را به پایان می‌رساندید؟آیا فصل آخر را همان طور رها شده باقی می‌گذاشتند؟ آیا از خیر افعال ربطی می‌گذشتید!آن وقت چه‌ کلماتی جای آنها می‌گذاشتید..."

صفحه:
از 48 تا 49