Skip to main content
فهرست مقالات

کی یرکه گور و مشکل شناخت حقیقت

نویسنده:

(5 صفحه - از 73 تا 77)

کلید واژه های ماشینی : هگل، کی‌یرکه‌گور، سوبژ کتیویته، حقیقت، هستی، مسیحیت، نیچه، اندیشه، انسان، کی‌یرکه‌گور سوبژ کتیویته هم ذات

خلاصه ماشینی: "یکی از مشکل‌هایی که در اینجا خود را به نمایش می‌گذارد این است که چگونه تحولات‌ هستی خود را می‌توان در چهار چوب واژگان منطقی‌ به بحث گذاشت؟«حقیقت»چنانکه کی‌یرکه‌گور باور دارد سوبژکتیو(درونی)و حالتی معنوی است‌ و از مرز منطقه و مفهوم‌های خود بیرون می‌رود،و در واقع در ظرف منطق و عقلانیت هگلی نمی‌گنجد، با این همه کسانی مانند یا سپرس و سارتر درونمایه‌های فلسفی اگزیستانس را در چهار چوب‌ فنی توضیح و تفسیر کرده‌اند و مفهوم‌های ترس، تصمیم و مرگ را از حوزه فرهنگ عامه مردم به‌ عرصه روش شناسی فنی فلسفی برده‌اند. لحظه‌ (Instant) یا«دم»برای کی‌یرکه‌گور دقیقه‌ای است از دریافت حقیقت مسیحی اما اگر *آزادی نزد هگل صفتی است‌ که در نهایت فقط برازنده‌ خداست با این همه افراد به‌ مدد شرکت خود در دولت به‌ تحصیل آزادی نائل می‌شوند و اظهار ما درباره آزادی با معنا می‌شود. حقیقت مسیحی در مثل مشکل«تجسد»عبث و بی‌معنی است پس چگونه فرد به راستی می‌تواند مسیحی شود آن نیز به رغم مفهوم«لحظه» که کی‌یرکه‌گور پیش کشید؟پاسخ به این پرسش دو پیشنهاد عمده او را در شیوه‌ای غیر عادی با هم گرد می‌آورد چرا که اگر حقیقت انسان«سوبژکتیویته»و «درونی بودن»است،آنگاه سلوک فردی برای‌ مسیحی شدن بایست درونی بودن او را به نهایت‌ برساند،اما برای کی‌یرکه‌گور برای به نهایت رساندن‌ «درونی بودن»شخص،ابزاری بهتر از دلبستگی‌ پرشور به حقیقت مسیحی موجود نیست حتی اگر این دلبستگی معلول عبث بودن و از این رو معلول‌ بی‌اطمینانی به آن حقیقت باشد،بی اطمینانی درباره‌ مسیحیتی که در غیاب حقیقتی به‌طور واقعی و مشخص به دست آمدنی،دلبستگی پرشوری را طلب می‌کند: بدون خطر کردنی عقلانی(در نسبت با حقیقت‌ اوبژکتیو باور آدمی)،ایمانی موجود نیست."

صفحه:
از 73 تا 77