Skip to main content
فهرست مقالات

پنج شعر از اکبر اکسیر

(1 صفحه - از 3 تا 3)

کلید واژه های ماشینی : شعر از اکبر اکسیر، پنج شعر، حیاط خانه ورم، درخت توت، گرگ، خانۀ سالمندان، بوی ادکلن، بوی گورستان، خدا، آگهی استخدام

خلاصه ماشینی:

"خواهش شیر مادر،بوی ادکلن می‌داد دست پدر،بوی عرق (گفتم بچه‌ام نمی‌فهمم) نان،بوی نفت می‌داد زندگی،بوی گند (گفتم جوانم نمی‌فهمم) حالا که بازنشسته شده‌ام هرچیز،بوی هرچیز می‌دهد،بدهد فقط پارک،بوی گورستان و شانه تخم‌مرغ،بوی کتاب ندهد! قلعه حیوانات در کوچه،گوسفندم در مدرسه،طوطی در اداره،گاو به خانه که می‌رسم سگ می‌شوم چوپانی از برنامه کودک داد می‌زند: گرگ آمد!گرگ آمد! و من کنار بخاری شعر تازه‌ام را پارس می‌کنم! گشتم نبود،نگرد نیست! خدا را شکر در خانه ما،کسی بیکار نیست یکی فرم پر می‌کند،یکی احکام می‌خواند یکی به سرعت پیر می‌شود و آن یکی مدام نق می‌زند: مرده‌شور ریختت را ببرد چرا از خرمشهر،سالم برگشتی؟! ظرفیت پدرم که رفت حیاط خانه ورم کرد درخت توت پرید حوض،عکس یادگاری شد و ما،یک پراید خریدیم و مجبور شدیم ششمین عضو خانواده خود را به خانۀ سالمندان ببریم! پنج شعر از اکبر اکسیر (به تصویر صفحه مراجعه شود)"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.