Skip to main content
فهرست مقالات

عطار؛ خیامی دیگر

نویسنده:

(9 صفحه - از 37 تا 45)

کلید واژه های ماشینی : رباعی ،خیام ،عطار ،ساقی ،خاک ،مختارنامه ،فروغی ،وزن ،سبزه ،رباعیات خیام ،شعر ،مرگ ،مصراع ،عارف ،عمر خیام ،رباعیاتی ،مجموعه‌های رباعیات خیام ،کتاب ،رباعیات عمر خیام ،تفکر ،رباعیات حکیم عمر خیام ،عطار نیشابوری ،رباعیات حکیم خیام نیشابوری ،مجموعه رباعیات ،زمین ،زبان ،هدایت ،مجموعه ،رباعیات عطار نیشابوری ،کتاب مختارنامۀ عطار

خلاصه ماشینی:

"مثلا درقطعه‌ای برای دلداری کسی بر مرگ عزیزی،سروده است: {Sای آنکه غمگنی و سزاواری#و اندر نهان سرشک همی‌باری#رفت آنکه رفت،آمد آنکه آمد#بود آنچه بود،خیره چه غم داریS}تا آنجا که: {Sتا بشنکی سپاه غمان بر دل#آن به که می بیاری و بگساریS}(رودکی42/) یا: {Sشادزی با سیاه‌چشمان،شاد#که جهان نیست جز فسانه و باد#ز آمده شادمان نباید بود#وز گذشته نکرد باید یاد#باد و ابر است این جهان،افسوس#باده پیش آر،هرچه بادا بادS}(رودکی17/) همین تفکر را در شعر شاعران دیگر،چون سنایی و مولوی و حافظنیز می‌توان دید،منتهی،خیام،آن را با دیدی فلسفی و به همراه تفکریعمیق‌تر و ژرف‌تر بیان می‌دارد: &%04712RHSG047G% {Sاز دی که گذشت،هیچ ازو یاد مکن#فردا که نیامده است،فریاد مکن#برنامده و گذشته بنیاد مکن#حالی خوش باش و عمر بر باد مکنS}(فروغی105/) یا: {Sبرخیز و مخور غم جهان گذران#بنشین و دمی به شادمانی گذران#در طبع جهان اگر وفایی بودی#نوبت به تو خود نیامدی از دگرانS}(همان/همان ص) و بالاخره: {Sدهقان قضا،بسی چو ما کشت و درود#غم خوردن بیهوده،نمی‌دارد سود#پر کن قدح می،به کفم در نه زود#تا باز خودم،که بودنیها همه بودS}(همان90/) عطار نیشابوری نیز در پایان این تفکر،به همان چیزی می‌رسد که خیامرسیده است و بالاخره او نیز دست به دامن ساقی می‌شود،که او را از خودبی‌خود کند تا غبار حسرت و پشیمانی را از این آمدن و رفتن بیهوده-ازدل او بشوید: {Sخون شد جگرم،بیار جام،ای ساقی!#کاین کار جهان،دم است و دام،ای ساقی!#می ده که گذشت عمر و بگذاشته گیر#روزی دو سه نیز،و السلام،ای ساقی!S}(اشرف‌زاده،156/1377) یا: {Sبرخاست دلم،چو باده در خم بنشست#وز طلعت گل،هزار دستان شد مست#دستی بزنیم با تو امروز،به نقد#زان پیش که از کار فروماند دستS}(همان157/) یا: {Sچو گل بشکفت در بهار،ای ساقی!#تا کی نهدم زمانه خار،ای ساقی!#در پیش بنه صراحی و بر کف،جام#با سبز خطی به سبزه‌زار،ای ساقیS}(همان156/) {Sصبح از پس کوه،روی بنمود،ای دوست!#خوش باش و بدان،که بودنی بود ای دوست!#هر سیم که داری به زیان آر،که عمر#چون درگذرد نداردت سود،ای دوست!S}(همان160/) 4."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.