Skip to main content
فهرست مقالات

برخاستن از خواب زمستانی عزلت

نویسنده:

(4 صفحه - از 71 تا 74)

کلید واژه های ماشینی : شعر، شاعر، مجید نظافت، برخاستن از خواب زمستانی، صبورجنتی، قلم، کاغذ، خواب زمستانی عزلتصبورجنتی شاعر، محمد تقی صبورجنتی، موسیقی

خلاصه ماشینی:

"هنوز یادم نرفته تو که قطعه شعر بی‌کمپوزسیون می‌گفتی شروع نکرده شرم می‌کردی تمام می‌کردی و کاغذ و قلم که پیدا می‌شد با سیگار خاموش کلماتی می‌جستی که دم دست‌ترین آنها هنز یادم رفته خواب با ده انگشتش چشمهایم را بست دو تربت بر آن نهادند و من درون عماری لیلی مجنونی دیدم بی‌سر جذامی حکیم نظامی طعام که خورد خوابید و دیگر بلند نشد تا همین الان که من بلند نشده‌ام هزار و یکشب آخر آخرهای هزار و یک شب را می‌خواندم داستان آخر دام آخر دانۀ آخر و دل شهرزاد هنوز می‌تپد از شب نهصد و نودمین این تپیدن شروع شد اولین هزار و یک شب را وقتی خواندم که شمسی خانم حامله بود و نان خالی هم نداشت به ده بچه‌اش بدهد تا آخرش هستم نفس کم نمی‌آورم آخرینش را هم می‌نویسم تا آخرش هستم آخرینی که اول حرفش را خدا زد بعد شیطان بعد مادر بعد طوفان نوح باران و تنور و تنوره به هوا بر شدند با عفریته و آن همه آب از گناهان جحیم جوشید تنور به آسمان رسید آسمان به تنور آخری اول شد اولی آخری جابه جایی چشمهای من تصادفی نیست مرا ببخشید قلب(2) در رگها آن می‌گردد که باید:محبت یار در چشمها آن دیده می‌شود که باید:پنجرۀ باغ در تن آن حس می‌شود که باید:هرست جان جاری به جهان معنی و معین معنی و ماهی و فرهنگ معین همه دور سرم می‌گردند صندلی گردان دنیا را منعطف می‌کند کلمۀ پرچ یا پوچ هردو در قسمت پ هستند معنی و ماهی و معین معین می‌کنند معنی وجود ثابتی ندارد منعطف است"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.