Skip to main content
فهرست مقالات

کاربردهای علم بیان در ادبیات داستانی (مجاز، تشبیه، استعاره، کنایه و تمثیل)

نویسنده:

(7 صفحه - از 23 تا 29)

کلید واژه های ماشینی : تشبیه، کنایه، استعاره، علم بیان در ادبیات داستانی، مجاز، شیر، ادبی، خرگوش، مشبه، قرینه

خلاصه ماشینی:

"اما گاهی لفظ یا عبارت مشخصی‌ در خود جمله نیست که سرنخ ما باشد بلکه موقعیت و حال و وضع سخن‌ است که ذهن ما را به معنی مجازی هدایت می‌کند مثلا اگر کسی در اطراف یک بیشه با لکنت زبان و رنگ پریده به تو بگوید:همین الان یک‌ شیر دیدم،تو نه از خود جمله،بلکه از حالت گوینده پی می‌بری که‌ منظور او شیر درنده است. نمونهء دیگر از نگاه استعاری را می‌توانی در قطعه‌ای که سردهء پروین‌ اعتصامی است و شالوده‌ای حکایتی دارد ببینی: توانا و ناتوان در دست بانویی،به نخی گفت سوزنی‌ که:«ای هرزه‌گرد بی‌سروپا!چه می‌کنی؟» ما می‌رویم تا که بدوزیم پاره‌ای‌ هرجا که می‌رسیم،تو با ما چه می‌کنی؟» خندید نخ که:«ما همه جا با تو همرهیم‌ بنگر به روز تجربه تنها چه می‌کنی؟ در راه خویشتن،اثر پای ما ببین‌ ما را ز خط خویش مجزا چه می‌کنی؟ تو پایبند ضاهر کار خودی و بس‌ پرسندت ار ز مقصد و معنا چه می‌کنی؟ گر یک شبی ز چشم تو خود را نهان کنیم‌ چون روز،دشمن است که فردا چه می‌کنی‌ جایی که هست سوزن و آماده نیست نخ‌ با این گزاف و لاف در آنجا چه می‌کنی؟ خودبین چنان شدی که ندیدی مرا به چشم‌ پیش هزار دیدهء بینا چه می‌کنی؟ پندار،من ضعیفم و ناچیز و ناتوان‌ بی‌اتحاد من،تو توانا چه می‌کنی؟ »37 1Lفراموش نکن که در قصه‌های استعاری،آدمها به‌طور مستقیم‌ حضور ندارند بلکه نویسنده برای نشان دادن آنها شخصیتهای حیوانی‌ (مثل شیر و خرگوش)یا شخصیتهای بی‌جان(مثل نخ و سوزن)را به‌ «عاریت»می‌گیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.