Skip to main content
فهرست مقالات

روز خشم

نویسنده:

مترجم:

(10 صفحه - از 104 تا 113)

کلید واژه های ماشینی : میلر، اسب، اوتارک، اوتارکها، جنگلبان، مزرعه‌دار، انسان، فکر، کلبه، مردم

خلاصه ماشینی:

"میلر زیر لب خودش 1Lرا لعنت کرد و با عصبانیت گفت: -این سوار برای اطمینان آنها بود. بتلی پرسید: -چرا این کار را کردی؟به نظر تو اوتارکها نقشه‌ای دارند؟ میلر تکه چوب کلفتی برداشت و آن را پشت کلون در چوبی زمخت‌ کلبه انداخت و تکان داد تا مطمئن شود که نمی‌افتد. بتلی که نمی‌توانست از سؤال کردن خودداری کند،پرسید: -آیا این درست است که آنها می‌توانند ریاضیات عالی بیاموزند؟ میلر از خشم سرخ شد: -بهتر است دهانت را ببندی. می‌خواست بداند آیا بتلی آب هویج دوست دارد یا نه؟او از سؤالات‌ فیدلر نتیجه گرفت که حتی اگر برای تجربه هم بود فیدلر داشت دربارهء حیات انسانی تحقیق می‌کرد. میلر لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت: -فقط برای این فکر که در کله آنها بود. *** صبح روز بعد،وقتی بتلی و میلر از کلبه خارج شدند خورشید می‌درخشید و باران صبحگاهی چنان هوا را تمیز کرده بود که همهء صحبتهای شب قبل مثل کابوس و داستانهای ترسناک به نظر می‌آمد. بتلی به توده‌ای قهوه‌ای رنگ‌ که پشت علفها مخفی‌شده بود و تکان می‌خورد خیره شد و با خود زمزمه کرد: -این یک نژاد جدید است! میلر با عصبانیت پرسید: -برو به جهنم!چرا این کار را کردی؟ بتلی گفت: -او مثل انسان حرف می‌زد. کسی که خود را فیلیپ نامیده بود دیگران را ساکت کرد و گفت: -آهای جنگلبان!چرا شلیک نمی‌کنی؟تو همیشه به ما شلیک‌ می‌کنی!حالا با ما حرف بزن. آیا همهء اینها درست بود؟آیا او دونالد بتلی بود که آنجا ایستاده‌ بود؟ میلر گفت: -این همان است که کلین را خورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.