Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ایرانی: در جستجوی خورشید (بریده ای از یک رمان)

نویسنده:

(9 صفحه - از 23 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : طاهره، شیجونی، باغ، حجت‌الله شیجونی، نگاه، حجت‌الله، حجت‌الله شیجونی متحیر باغ، بانو شیجونی نگاه، حجت‌الله شیجونی و بانو، نگاه تند شیجونی سری

خلاصه ماشینی: "بانو که سیر خواهرش را بوسید و از طاهره جداشد با اشارهء حجت الله چشم کشان عمارت و راه شنپوش و باغ و حیاط را برانداز کرد و لبی به ناباوری بالا برد تا رسید به شکر که تو ایوان ساختمان قدیمی ایستاده بود و نگاهش می‌کرد. بانو زیر نگاه تند شیجونی سری تکان داد و جلو آمد و چمدان را از دست شکر گرفت و جان مریمش را قسم خورد که نمی‌گذارد برود. حجت الله‌ شیجونی که صورت مهتابی رنگ شکر را دید نفس راحتی کشید و از پشتی ترکمن دل کند و جواب سلام زیر لبی شکر را بلند داد تا شکر و مریم و طاهره نشستند و بانو آمد و مرتضی با صورت‌ سرخ لبوار کجکی همان‌طور زیردست به بانو شیجونی‌ نگاه کرد که صدای الله و اکبرش بلند شد. » بعد از این فکر تا بساط سفره را بیندازند و ناهارشان را بخورند بانو به صرافت بود با شیجونی دمی همکلام شود و دلیل‌ سرجنباندش را بفهمد،چون به رسم عادت می‌دانست هر وقت‌ حجت الله این‌طور سر می‌جنباند،جایی از کار خراب است، ولی یا علی آنجا بود و یا طاهره سر می‌رسید. و بانو هم که نه دستش به شیجونی رسیده بود و نه از خلوت کردن بی‌دلیل شکر و مریم راضی بود،تا توانست، بابت آن چند لکه چربی،لیچار بار مرتضی کرد و یک بار هم دم‌ راه پله،وقتی که مرتضی ادا و اطوار درمی‌آورد و با زهرا هروکر می‌کرد،نیشگون آبداری از بازوی گوشتالویش گرفت و داد مرتضی،که تا آن سر باغ به گوش اسکندر رسید،کمی دلش‌ خنک شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.