Skip to main content
فهرست مقالات

نه سنجاق (داستان طنز)

نویسنده:

مترجم:

(3 صفحه - از 78 تا 80)

خلاصه ماشینی:

"ظاهرا ماجرا از این قرار بوده که آلباتراس‌2نامی‌ یک روز صبح داشته در جعبهء کمک‌های اولیه دنبال چیزی‌ می‌گشته و چشمش به یک شیشهء داروی درد معده می‌افتد که‌ زنش مصرف می‌کرده. این آقا که زود از کوره‌ در می‌رفته،پایان ماجرا را با داد و قال فراوان برای دوست من‌ چنین نقل کرده بود: «شیشهء دارو را از پنجرهء دست‌شویی انداختم بیرون و بعدش‌ هم جعبهء کمک‌های اولیه را!». ترس برم داشت که اگر این چهار سنجاق را پیدا نکنم چه‌ به روز کسی که صورتش را در دست‌شویی بشوید یا حوله را به‌ تن خود بمالد یا داخل وان شود،خواهد آمد. پیش از آن که با ریش نیمه تراشیده و گوش پر خون،حمام را که حالا بی‌شباهت به کشتارگاه نبود ترک کنم، یادداشتی برای دوست گرامی‌ام نوشتم و با عرض تأسف به‌ اطلاع او رساندم که در دست‌شویی و حمام،سنجاق ریخته‌ است؛حوله را با خود برده‌ام و بعدا تلفن می‌کنم و همه‌چیز را شرح می‌دهم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.