Skip to main content
فهرست مقالات

از فرادست ... بر دار کردن حسنک وزیر

نویسنده:

(6 صفحه - از 81 تا 86)

کلید واژه های ماشینی : حسنک، بو، حسنک وزیر، بو سهل، قرمطی، مرد، خلعت، خواجه بو سهل، خداوند، سلطان، بو سهل زوزنی، فرمان، حسنک قرمطی، پادشاه، روزگار امیر محمود، سخن، حال حسنک، مجلس، امیر حسنک، امیر محمود، بو سهل زوزنی و بو، باب حسنک، بو سهل سخت، خواجه احمد، جهان، سر حسنک، خون ریختن کار بازی، امیر خداوند پادشاه، مردمان زبان بر بو سهل، روزگار سلطان محمود

خلاصه ماشینی: "و بو سهل،با جاه و نعمت و مردمش،در جنب امیر حسنک‌ یک قطره آب بود از رودی-فضل جای دیگر نشیند-اما چون‌ تعدیها رفت از وی-که پیش از این در تاریخ بیاورده‌ام،یکی آن‌ بود که عبدوس را گفت: «امیرت را بگوی که من آنچه کنم به فرمان خداوند خود می‌کنم،اگر وقتی تخت ملک به تو رسد حسنک را بر دار باید کرد». »بو سهل گفت:«حجت بزرگتر که مرد قرمطی است‌ و خلعت مصریان استد تا امیر المؤمنین القادر بالله بیازرد و نامه‌ از امیر محمود باز گرفت و اکنون پیوسته از این می‌گوید!و خداوند یاد دارد که به نیشابور،رسول خلیفه آمد و لوا و خلعت‌ آورد و منشور و پیغام در این باب بر چه جمله بود. » پس از این هم استادم حکایت کرد از عبدوس-که با بو سهل‌ سخت بد بود-که«چون بو سهل در این باب بسیار بگفت، یک روز خواجه احمد حسن را،چون از بار بازمی‌گشت،امیر گفت که«خواجه تنها به طارم بنشیند،که سوی او پیغامی است‌ بر زبان عبدوس. »و خواجه به طارم رفت و امیر،رضی الله‌ عنه،مرا بخواند،و گفت: «خواجه احمد را بگوی که حال حسنک بر تو پوشیده‌ نیست،که به روزگار پدرم چند درد در دل ما آورده است،و چون پدر ما گذشته شد چه قصدها کرد بزرگ،در روزگار برادرم،ولیکن بنرفتش،و چون خدای،عز و جل،بدان آسانی‌ تخت و ملک را به ما داد،اختیار آن است که عذر گناهکاران‌ بپذیریم و به گذشته مشغول نشویم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.