Skip to main content
فهرست مقالات

جسم یا جان (بخش دوم)

نویسنده:

(8 صفحه - از 56 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : اسفندیار، رستم، قصه، جسم، رستم و اسفندیار، دین، سی‌مرغ، عقل، پهلوانی، ملائکه

خلاصه ماشینی:

"اکنون به پرسشی که اینجا پیش می‌آید رو می‌کنیم:آیا رستم در این نبرد،همان‌گونه که بعضیها پنداشته‌اند،پیروز نیست؟وقتی او بر خوی شیطانی و حیوانی‌ اسفندیار،مهار می‌زند و اجازه نمی‌دهد که سیاهکاری کند و او را به عنوان یک بیدادگر و یک خودکامه بر انسانهای دیگر،چیره‌ نماید،وقتی او اسفندیار را زنده نمی‌گذارد تا زابلستان و مردم‌ آن سامان را خراب و نابود کند،وقتی او به عنوان یک پهلوان‌ مردمی و یکتاپرست،از آزادگی،شرف،انسانیت و قداست‌ پهلوانی‌اش دفاع می‌کند و حیثیت آفرینش را پاس می‌دارد و وقتی او بهمن،فرزند اسفندیار را تربیت می‌کند و به او همه‌ فنون مردی،رزم‌آوری و دلیری را می‌آموزاند،چرا نباید پیروز باشد؟مگر او نیست که همواره از نیکویی و نیکی یاد می‌کند و با ناروایی و کژی بدی-به هر نوع و به هر عنوان-در سرتاسر زندگانی‌اش مبارزه کرده است؟آیا درهمین ستیز اسفندیار و رویارویی رستم،ظاهر و باطن رستم،یکی نیست؟خود او این‌ حقیقت را چه صادقانه و اندوهبار بیان کرده است:«همی‌ پهلوان بودم اندر جهان/یکی بود با آشکارم نهان». به پرسشهای دیگری در این زمینه رو می‌کنیم:اگر سیمرغ به وظیفه الهی خود عمل نمی‌کرد،چه‌ می‌شد؟چه کسی می‌توانست مردم زابل را از گزند حمله و غارت اسفندیار و سپاهیان او و ویرانی آینده،نجات دهد؟چه‌ چیزی وجود دارد که ثابت کند،اسفندیار پس از پیروزی بر رستم،نسبت به خانواده او و مردم سیستان کینه و عداوت‌ نداشته باشد؟به گفت‌وگوهایی که میان رستم و اسفندیار، پیش از ستیز و پس از آن صورت گرفته توجه کنید و از آنچه در پشت پرده ظاهر زندگانی می‌گذرد و چشمهای ناتوان آدمی آن را نمی‌بیند،آگاه شوید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.