Skip to main content
فهرست مقالات

دام

نویسنده:

مترجم:

(6 صفحه - از 104 تا 109)

خلاصه ماشینی:

"نویسنده:فقیر بایکورت مترجم:جعفر سلیمانی‌کیا دام -چی فراوانتر از خرس؟وقتی این تله را توی جالیز کار گذاشتم آن وقت می‌بینید که چه خرسهایی به چنگ می‌آورم! «دست‌کم این تله را تعمیر کرده بیاورد و تو جالیز کار بگذارد!آن وقت با خیال راحت در آلاچیق خواهد خوابید. راه بیفتید و یک نگاهی به این پایینها بیندازید،آیا دهی یافت می‌شود که جالیز نداشته باشد!اما شما (به تصویر صفحه مراجعه شود) (به تصویر صفحه مراجعه شود) حتی ترب سیاه را هم با پول از دیگران می‌خرید. آهنگر با تحیر به تله نگاه کرد و پرسید: -می‌خواهی چه کارش کنی؟ -تو جالیز کار می‌گذارم. ابراهیم هم شخم زدن جالیز و هم کاشتن کنجد و غنی کردن‌ خاک را،جایی در محلی آموخته بود. وقتی خاک را شخم زده‌ و زیرورو کرده بود،خاکی را که سال قبل در آن کنجد کاشته‌ بود،سال بعد محصول بیشتری داده بود. جالیز ابراهیم قول در سمت چپ تپهء«پرته‌ جیک»بود و از آنجا آغل گوسفندان پیدا بود. بیشترش را دزدیده‌ بودند،اما اگر این تله به کار می‌آمد،هرآنچه باقی مانده بود می‌رسید و اگر گاهگاهی باران ببارد ببین امسال چه محصولی‌ به دست می‌آید!چنان خربزه و هندوانه‌ای توزیع می‌کنم که‌ سال دیگر نصف ده جالیز خواهند کاشت. زن ابراهیم وقتی تله تعمیر شده را دید،گفت: -بیا و از این کار صرفنظر کن! «آیا از آن طرف دیگر وارد جالیز خواهند شد!» صدای سوت باز هم شنیده شد. در یک طرف جالیز کودکی‌ برجا میخکوب شده بود و بی‌آنکه صدایی کند،نفس نفس‌ می‌زد. ابراهیم تفنگی را که در دستش بود به طرف کودک گرفت و شلیک کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.