Skip to main content
فهرست مقالات

فرصت سبز: کلاغ

نویسنده:

(3 صفحه - از 153 تا 155)

خلاصه ماشینی:

"فرصت‌ سبز کلاغ دو سرباز روز برفی سین دخت‌ تو هم دیدار سوراخ کلید (به تصویر صفحه مراجعه شود) «کوچه‌های سرد،هوا مهتابی‌ خونه‌های تنگ،همه سرخابی‌ یه دونه کلاغ،با نوک طلا بودش تو حیاط،با ناز و ادا علی‌یه اومد،اونو پروندش‌ کلاغه نرفت،همون‌جا موندش‌ علی‌یه زدش،گفت تو بدیمنی‌ هرجا بشینی خیرو می‌رونی‌ رختت سیاه رخت عزا زود پاشو برو بد شکل و ادا» آقاجون سرش رو چسبوند به شیشهء پنجرهء«آبی،آبی»اش، دو تا پاشو گرفت تو بغلش و روی بوم رو نگاه کرد،مامان‌جون‌ از تو مطبخ اومد بیرون،از بغل آقاجون که رد می‌شد گفت: «اینقدر زانو تو نگیر تو بغلت و بشین کنار خونه مرد،غم‌ می‌آره؛خودت کپه کوفتی،غمم می‌آری». علی مامان‌جون رو نگاه کرد تا رفت توی اتاق،یواش رفت‌ روی لبهء حوض که اون وقت‌ها آبی بود. «علی‌یه برداشت یه تیکه خشت‌ زدش به کلاغ اون پیر زشت‌ سر کلاغک به خون نشست‌ قار و قاری کرد چشماشو بست» آقاجون شیر رو بست و کش‌کش رفت توی اتاق."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.