Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ترجمه: گفت و گو با یک خبرنگار

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 57 تا 60)

کلید واژه های ماشینی : موضوع مجلس ترحیم آرون بور، مصاحبه، مرد، مجلس ترحیم، خوب، دفنش، خیال، عکس، خدا، آرون بور

خلاصه ماشینی:

"» آه،درست است!این طوری پاسخ را می‌گیرم،و شما هم‌ اجبارا باید پاسخ دهید. جای ناامیدی است،در بعضی موارد باید با چماق این کار را انجام داد،اما رسم بر این‌ است که در مصاحبه،مصاحبه‌کننده پرسشهایی را مطرح بکند و شخص مصاحبه شونده هم پاسخهایی بدهد. س. اما من که اصلا نمی‌فهمم می‌گویید که با شما حرف‌ زد،و باز می‌گویید که مرده بود. غیرممکن است!این طوری یکصد و هشتاد سال خواهید داشت. ج. ببینم،آیا ملتفت شده‌اید؟(با حرکت دستها)بسیار پیش‌ آمده است که فکر کنم گویا این دو حرف خیلی باهم فرق دارند، اما نتوانسته‌ام به نحوی تصمیم بگیرم. اما حالا سری ناگفتنی‌ را پیش شما افشا می‌کنم که پیش از این نزد هیچ مخلوقی آن را فاش نکرده‌ام. اما موضوع مجلس ترحیم آرون بور کنجاوی مرا برانگیخته است. ممکن است به من بگویید که چه‌ امر مخصوصی شما را به این فکر انداخته است که بور چنان مرد مهمی باشد؟ ج."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.