Skip to main content
فهرست مقالات

پدر و پسر

نویسنده:

(4 صفحه - از 134 تا 137)

کلید واژه های ماشینی : سوکی‌یو، پونگ‌هو، یانگ، برنج، وانگ‌ژو، اتوبوس، پدر و پسر، قرض، یوسو، پول

خلاصه ماشینی:

"مرد-که نامش سوکی‌یو بود-باز پرسید: «از اینجا تا وانگ‌ژو چقدر راهه؟» کسی جوابش را نداد. سوکی‌یو شگفت زده پرسید: «چهار روز؟» غرض سوکی‌یو از این سفر دیدار پسرش پونگ‌هو بود که‌ می‌گفتند در وانگ‌ژو به سر می‌برد. آقای یانگ افزود که از پسرش شنیده‌ که پونگ‌هو جمعی یگانی از فلان هنگ فلان لشکر است،که در وانگ‌ژو مستقر است. زن هیجان‌زده شرح داد که می‌خواهد برای پسرش کیک و خوراکیهای دیگر تهیه کند،اما سوکی‌یو بردبارانه گفت که‌ این قدر عجله به خرج ندهد،چون از زمانی که یونگ بوک‌ پسرشان را دیده دو ماه تمام می‌گذرد،به علاوه آقای یانگ بقیهء (به تصویر صفحه مراجعه شود) نشانی یگان پسرشان را فراموش کرده. افزوان بر آن،سرفه‌ای که از زمان رفتن پسرش به‌ جانش افتاده بود ضعیفتر و بی‌بنیه‌ترش کرده بود،و مطمئن نبود بتواند آن همه راه را با اتوبوس و قایق و پای پیاده طی کند. «خب گیریم همان هفتصد ری؛چند روز طول می‌کشد؟» آقای یانگ در جواب گفت: «خب،بگذار ببینم» سپس با انگشتان دست چپش شروع کرد به حساب کردن: «از ماسان تا یوسو با قایق یک روز؛از یوسو تا وانگ‌ژو هم‌ باید اتوبوسی،قطاری،چیزی باشد،آن هم یک روز؛البته قطار یا اتوبوس همیشه حاضر و آماده نیست،یعنی شاید مجبور باشی‌ دو سه روز صبر کنی تا راه بیفتد. خیلی دلش می‌خواست همان جا بایستد و رفتن پسرش را آن قدر نگاه کند که دیگر از دیدار او دور شود،اما به دلایلی،فکر کرد این کارش نوعی پیشدستی است،فکر کرد با این کار می‌خواهد کسی را زیر بار منت خود ببرد،هرچند مطمئن نبود که این کس کی بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.