Skip to main content
فهرست مقالات

آشفتگی

نویسنده:

(5 صفحه - از 150 تا 154)

کلید واژه های ماشینی : نجار، آدم، بابام، فکر، میز، خونه، خونواده، حق، پول، دستهای بابام

خلاصه ماشینی: "اگر دست نجارها در کار نبود،از چیزهای‌ معمولی مثل این میز و صتدلیها گرفته تا بیشتر چیزهای روی کرهء زمین اصلا خبری نبود. نه،قربان!اما مشکل اصلی دستهای منه؛هر چی‌ بیشتر سعی می‌کنم نجار نباشم،دستهام با جدیت بیشتری‌ حرکت می‌کنن و چکش رو از از این ور و میخ‌رو از اون‌ور برمی‌دارن. ذاتا آدم مستبدی نیستم اما وقتی دستهام که باید بهترین و فرمانبردارترین اعضایم باشن علیه من کار می‌کنن ناخواسته‌ عصبانی و رنجیده می‌شم. اینکه پسرم‌رو دوست داشتم،واقعا همچو جرم سنگینی بود!آن قدر پسرم را دوست داشتم که تصمیم گرفتم برای فلان عضو حکومت یه میز ناهارخوری درست و حسابی بسازم،به این خیال واهی که در حق پسر عزیزم لطفی بکنه. آیا این جرم اون قدر سنگینی بود که‌ مستحق همچو مجازاتی باشم؟» «پدر جون،من که نمی‌گم کار شما جرم بود. چون این درخت جزو داراییهای خونواده بود اگه برای من نبود بابام هیچ‌وقت قطعش‌ نمی‌کرد. اما مثل اینکه وقت نداشت به این چیزای پیش پا افتاده اعتنا بکنه. عجیب اون بود که هر وقت عروسشون داخل دعوا می‌شد، همه به غیر از شوهرش سرش می‌ریختن و اصلا کاری نداشتن‌ که از که و چه طرفداری کرده. «فکر می‌کنم با من موافقی که مهمترین نکنه در یک جامعهء دموکراتیک مثل جامعهء ما آمادگی گفت‌وگو دربارهء مسائل و حل‌ آنها از طریق تفاهم دو جانبه است،اما فسیلهای خانهء ما (منظورش پدر و مادرش بود)متأسفانه این روحیه را ندارند. وقتی در جلویی خونه‌رو وا می‌کرد غر زد: «این خونهء لعنتی نفرین شده است!حالا وقتش است که‌ حسابی به خدمت این پیرمرد بی‌شرف برسم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.