Skip to main content
فهرست مقالات

رمان کیمیاگر در آینه ادب پارسی (کیمیاگر نوشته پائولوکوئیلو)

نویسنده:

(3 صفحه - از 122 تا 124)

خلاصه ماشینی:

"در این قسمت داستان،برای مرد به فقر دچار شده، دقیقا آن چیزی رخ می‌دهد که برای شخصیت داستانی‌ پائولو کوئیلو رخ داده است،یعنی هر دو خواب می‌بینند که در فلان جا،در مصر گنجی پنهان است: «مرد میراثی چو خورد و شد فقیر آمد اندر یا رب و گریه،نفیر خود کی کوید این در رحمت نثار که نیابد در اجابت صد بهار خواب دید او هاتفی گفت او شنید که غنای تو به مصر آید پدید رو به مصر آنجا شود کار تو راست‌ کرد کدیت را قبول او مرتجاست در فلان موضع یکی گنجی‌ست زفت‌ در پی آن بایدت تا مصر رفت بی‌درنگ همین زبغداد ای نژند رو به سوی مصر و منبت‌گاه قند» (4240-4235) سپس هر دو شخصیت در طلب گنج روانهء مصر می‌شوند و در این راه حوادثی بر آنان می‌گذرد که واسط بین ابتدا و پایان‌ داستان است. در رمان«کیمیاگر»بعد از آنکه سانتیاگو مورد ضرب و شتم فراریان جنگ قرار می‌گیرد و حکایت خواب و سفر به مصر را برای آنان نقل می‌کند،یکی از راهزنان او را از خواب خود و نشانی گنجی که در خواب دیده‌ آگاه می‌کند و سانتیاگو با برگشتن به موضعی که وی نشان داده‌ گنج را می‌یابد. در«مثنوی»نیز داستان با بازگشت مرد فقیر به موطن و خانهء خود و یافتن گنج پایان می‌یابد: «بازگشت از مصر تا بعداد او ساجد و راکع ثناگر شکرگو جمله ره حیران و مست او زین عجیب زانعکاس روزی و راه طلب» (4335) اما هدف مولانا از طرح این حکایت با آنچه بعدها پائولوکوئیلو،مطرح می‌کند،متفاوت است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.