Skip to main content
فهرست مقالات

بهای گلها

نویسنده:

مترجم:

(7 صفحه - از 130 تا 136)

کلید واژه های ماشینی : مگی، زن، خانم کلیفورد، مادر، دختر، هندی، گوپتا، روز شنبه، نگاه، شنبه

خلاصه ماشینی:

"و بعد بازویش را گرفتم،و محتاطانه او را به سمت رود خانه‌ راهنمایی کردم و همان‌طور که در امتداد آن پیش می‌رفتیم، پرسیدم: «معمولا از همین راه به خانه می‌روید؟» «نه،درست است که این راه خلوت‌تر است،اما من ترجیح‌ می‌دهم از راه استرند و وایتهال به خانه بروم. » همان‌طور که راهمان را از میان کارگران چرک لباس باز می‌کردیم و پیش می‌رفتیم،پرسیدم: «چرا شما را به جای اسم اولتان،مگی صدا می‌زنند؟» «اسم اول مادرم هم آلیس است،از این جهت پدرم مرا به‌ اسم دومم مگی صدا می‌کرد. کار پر درد سری‌ است!» بعد خانم کلیفورد افزود: «نشستن در یک آشپز خانه فقیرانه زیاد برایتان مطبوع نیست، مگر نه؟تقریبا کارم را تمام کرده‌ام. خانم کلیفورد گفت: «وقتی فرانک این انگشتری را فرستاد،نوشت اگر در بلور این انگشتر خیره بشوید و حواس خود را بر شخصی که در دور دست است متمرکز کنید،می‌توانید او را ببینید و بدانید چه‌ می‌کند. اگر پس از نگاه کردن به آن انگشتری‌ بتوانید تنها یک بار به او بگویید که حال فرانک خوب است،و زنده است،فکر می‌کنید کار بسیار نادرستی است؟» همان‌طور که حرف می‌زد،اشک از چشمانش فرو می‌ریخت. از تاریخ آن حساب کردم و دریافتم فرانک چند روز پس از آنکه‌ من به مادرش گفتم زنده است،کشته شده است. دخترک آن پول را با زحمت زیاد به دست آورده بود!حس کردم شایسته است آن را به او برگردانم،و برایش توضیح بدهم که در کشورمان گل‌ به وفور یافت می‌شود و لزومی ندارد که آن را بخریم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.