Skip to main content
فهرست مقالات

در ایستگاه اتوبوس

نویسنده:

مترجم:

(6 صفحه - از 52 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : اتوبوس، ایستگاه اتوبوس، فابین، پیرمرد، فابین پشت سر پدرش، شهر، پیاده‌روی، نگاه، گام، ایستگاه اتو

خلاصه ماشینی: "فابین پشت سر پدرش راه‌ می‌رفت و مجبور بود گامهایش را با گامهای پیرمرد که آهسته و شکاک گام برمی‌داشت تنظیم کند،ولی بسیار دوشت داشت که‌ سریعتر بروند تا بتوانند به اتوبوس شمارهء هشتاد و سه که ب هشهر می‌رفت،برسند.. تفکر پیرمرد ساده‌تر،یعنی،معقولتر از آن بود که بتواند تخیل کند،اما اگر فابین به این نکته اشاره می‌کرد پدرش چیزی نمی‌فهمید و به او (به تصویر صفحه مراجعه شود) بوس (به تصویر صفحه مراجعه شود)ایشتوان ژابو (به تصویر صفحه مراجعه شود)مترجم:محمد نجفی می‌خندید. آیا پیرمرد اینها را نمی‌فهمید؟شاید هم تقصیر فابین بوده؟ یا اصلا همین تلاش آشکار اوست که همه چیز را به هم ریخته؟ فابین نقش بازی می‌کرده،نقش مردی شهری که به روستای‌ محل تولدش بازگشته،و پدرش این نکته را فهمیده، خیلی زودتر از پسرش هم فهمیده چون غرایز او بهتر عمل‌ می‌کنند و درکش قویتر است. او همیشه با نگاهی طولانی به مچ فابین خیره‌ می‌شد و با دلخوری و نفرتی آشکار ساعتش را می‌نگریست،پنداری پسرش تنها برای خودنمایی‌ ساعت یه دست بسته؛بعد هم لبانش جمع می‌شد و نگاهش را می‌دزدید در حالی که همه وجودش از تحقیر لبریز بود. اول فکر کرد فابین ایستاده تا سیگاری روشن کند یا بند کفشش را ببندد،اما بعد وقتی قدم‌زنان از روی شانه به عقب نگریست‌ فابین را دید که با لبخند شادی کنار تابلوی ایستگاه ایستاده، دستهایش را از پشت به هم گره زده و ظاهرش حاکی است که‌ تصمیم ندارد بقیهء راه را پیاده برود. اگر سوار اتوبوس می‌شد فاصلهء خود را با پدرش بیشتر می‌کرد:فهرست تغییرات رفتارش کامل می‌شد و"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.