Skip to main content
فهرست مقالات

عید برفی

نویسنده:

(1 صفحه - از 169 تا 169)

خلاصه ماشینی:

"زنجیر چرخی که به‌ لاستیکها بسته شده‌بود،در اثر تماس با برف صدای مخصوصی‌ ایجاد می‌کرد. با دست شیشهء پنجره را که پوشیده از بخار بود، پاک کرد و به بیرون چشم دوخت. به یاد بچه‌هایش افتاد و بار دیگر با صدایی که تنها خودش‌ می‌شنید گفت: -خدا رو شکر. از آنجا تا خانه راه زیادی بود که‌ باید پیاده طی می‌کرد. ناگهان احساس کرد زمین زیر پایش‌ خالی شد و کیف از دستش رها. به یاد کیفش افتاد؛در تاریکی، اطراف را نگاه کرد. دستش را در آن‌ فرو کرد،ولی تنها چیزی که یافت،آب سرد و یخ‌زده‌ای بود که‌ با شدت و فشار جریان داشت. توان جواب دادن به آنها را نداشت،هال کوچک را طی کرد و به اتاقی کوچکتر که تنها کمدی در آن به چشم می‌خورد، رفت. قطره اشکی از گوشهء چشمش سرازیر شد،اما قبل از آنکه‌ بچه‌ها متوجه شوند،با دست آن را پاک کرد و درحالی‌که زمزمه‌ می‌کرد به آشپزخانه رفت تا شام درست کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.