Skip to main content
فهرست مقالات

سفر به ریشه ها

نویسنده:

(6 صفحه - از 52 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : پنجره، مجید، نگاه، آب، درخت، صورتم، اتاق پنبه‌ها، سرخ، دور، صدای پاها دور، پنجره خورشیدی اتاق پنبه‌ها، شبها می‌آید پای، اتاق پنبه‌ها باز، کوچه‌ها، پای پنجره و صدایم، صدای عزیز بلند، مجید نگاه، صدای قل‌قل آبی، پنجره اتاق، ابرهای خاکستری نگاه، قاب پنجره، پنجره در اتاق، رد پای، کف دستم، پنبه‌ها باریده‌اند، پا بلند، درگاه اتاق، پای آهویی، پای آب، درخت بلند

خلاصه ماشینی: "لفاف شفاف دور دستمال کاغذی را باز می‌کند و به‌ دستم می‌دهد. -کتاب،کتاب،کتاب»خسته نشدی از این همه کتاب؟ کارتن را با پا جلو می‌رانم و روی یکی از آنها می‌نشینم. بر پنجرهء خورشیدی اتاق پنبه‌ها،کبوتری نشسته که‌ به زحمت بر پنجه‌هایش مانده و زیر نور سرخ غروب،به‌ لخته‌ای از خون می‌ماند. هنوز کلاه آقا جان روی جالباسی است و کت مخمل مادر در کنارش. هنوز عکس بچه‌ها روی طاقچه است و تور دست دوز مادر،بر پیش بخاری. درست در وسط شکارگاه‌ می‌نشینم و صورتم را روی شاخه‌ای می‌گذارم و گریه‌ می‌کنم. بر لب درگاه اتاق می‌نشینم و به شب نگاه می‌کنم که‌ نیاز به باریدن دارد و به شعله سرخ چراغ،که از پسر پنجره خورشیدی اتاق پنبه‌ها را به وهم خاکستر می‌کشاند. در اتاق پنبه‌ها باز است. برای این همه دوری،زمان کمی است. *** عزیز کنارم نشسته و دستش را روی پیشانیم گذاشته‌ است. در چشمها همه شک‌ و ناباوری است و بعد فریادی:-تویی؟بعد این همه سال؟ کجا بودی؟کجا هستی؟!دستها را باز می‌کنم و در میان‌ گریه و خنده در آغوشش می‌کشم. *** باران در جویها راه افتاده و آسمان به زمین دوخته‌ شده است. رودی اند با هزاران‌ دست و این همان درخت است بلند و پیچاپیچ. درخت‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) درست در همین جا ایستاده است تا به من بگوید نیم نگاهی! مه فرو ریخته و شعاع باریکی از نور می‌تابد، به بالا نگاه می‌کنم،طاق آسمان آیینه کاری است. *** عزیز روی پله نشسته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.