Skip to main content
فهرست مقالات

انطباق

نویسنده:

(6 صفحه - از 120 تا 125)

کلید واژه های ماشینی : سیویل پوش، اونیفورم به تن، تابلوی چهار ضلعی، آلبوم، تصویر، تن رو به سیویل پوش، کلانتری، سمت سیویل پوش، دست سیویل پوش، مرد اونیفورم به تن

خلاصه ماشینی: "مرد اول توی تاریکی،که صدای کلفت و جذابی داشت، (به تصویر صفحه مراجعه شود) گفت: -جوگندمی و سرفه کرد. مرد دوم توی تاریکی،که صدای جوان‌تری داشت، گفت: -بلند بود. مرد اول توی تاریکی،آهسته گفت:-ساک اونیفورم به تن،گردن کشید:-چی شد!؟ سیویل پوش داشت از بالای قاب فلزی عینکش،نگاه‌ می‌کرد. نگاه متبسم اونیفورم به تن،به تاریکی بود که انگار دست سفید شعبده بازی چهره‌اش را به نرمی تغییر داد. اونیفورم به تن،نه به آن قبراقی،رو به سیویل پوش، گفت: (به تصویر صفحه مراجعه شود) -جناب سروان! اونیفورم به تن،سرحال‌تر از مرد اول توی تاریکی، گفت: -نبود!؟ و مثل کاشفی موفق،لبخند زد و گفت: -جناب سروان! اونیفورم به تن،خیره به تاریکی،گوش به پژواک‌ صدای مرد دوم توی تاریکی،آهسته و با احتیاط،طوری‌ که انگار خط نیفتد به همین پژواک،گفت: -جناب سروان! سیویل پوش متوجه نشد:چی!؟ مرد اول توی تاریکی این بار گفت:پخ! مرد اول توی تاریکی،ادامه داد:تو سخنرانی اون یارو که رفته بود بالا،طرف ما خیلی عرق می‌کرد. اونیفورم به تن،که انگار هنوز منتظر شنیدن اطلاعات‌ بیشتری بود،پارس کرد:تموم!؟ سیویل پوش،دست و تصویر را کشید سمت او. اونیفورم به تن،بی اینکه برگردد،تصویر را از توی مشت‌ همکارش،قاپ زد،و به همان شتاب آمدن،رفت سمت‌ تابلوی چهار ضلعی و تصویر را چسباند زیر منخرین‌ بینی،سمت چپ. وقتی سیویل پوش،باز سر و گردنش را فرو کرد توی‌ آلبوم،اونیفورم به تن هم چرخیده بود سمت تاریکی: -ادامه. اونیفورم به تن،ابتدا سیویل پوش را نگاه کرد،سپس‌ توی تاریکی را: -صدای انفجار،صدای انفجار رو کجا شنیدید!؟ مرد اول توی تاریکی،گفت:وقتی داشتیم می‌رفتیم‌ خونه‌مون."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.