Skip to main content
فهرست مقالات

هفتاد و سومین تن

نویسنده:

(4 صفحه - از 256 تا 259)

کلید واژه های ماشینی : پرستار، آب، اسب، مادر، مشک، فریاد، ذوالجناح، خاک، شیهه، پیشانی عباس از تفتیدگی آه

خلاصه ماشینی:

"» حسین گفت:«سینهء زنان خشکیده است. » عباس گفت:«لب‌های خودت هم ترک خورده است. » حسین گفت:«دلم می‌خواهد سر و صدای بازی بچه‌ها را بشنوم و این بی آب ممکن نیست. حسین طوری بر اسب‌ نشسته بود که به نظر تشنه نیاید،و عباس اسب را مثل‌ رفع تشنگی می‌تاخت. حسین به راه رفتهء عباس خیره بود. گفت: «دلم می‌خواهد چون پدر فریاد بزنم:به خدای کعبه که‌ رستگار شدم. » حسین گفت:«اگر می‌توانستید یک ابدیت رنج را برای‌ خود متصور شوند،هرگز دل به مردار دنیا نمی‌بستند. مادر گفت:«مهتابی را خاموش کنم؟» پرستار گفت:«آن‌وقت من چطور این سوزن را به‌ دستش فرو کنم؟» نه حسین بود نه خیمه‌ها. گفت:«هی،اسب‌ من،شیهه بکش،با صدای بلند،آن‌قدر بلند که حسین بداند عباس زنده است. عباس هنوز خاطرهء دست قطع شده را در ذهن‌ داشت که خواست با آن سر مشک را محکم کند. اسب شیهه کشید تا حسین بداند عباس زنده‌ است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.