Skip to main content
فهرست مقالات

پیکرهای رنگی «هفت پیکر»

نویسنده:

(12 صفحه - از 18 تا 29)

کلید واژه های ماشینی : رنگ، هفت‌پیکر، شاعر، خورنق، ماه، سیاه، آسمان، تشبیه، کاخ، خورشید

خلاصه ماشینی:

"در افسانهء شاهدخت اقلیم اول،از مردمان شهری خبر می‌دهد که‌ گونه‌های چون ماهشان،همواره در لباس سیاه می‌باشد: گفت شهری است در ولایت چین‌ شهری آراسته چو خلد برین‌ نام آن شهر،شهر مدهوشان‌ تعزیت‌خانهء سیه‌پوشان‌ مردمانی همه به صورت ماه‌ همه چون ماه در پرند سیاه‌ هرکه زان شهر باده نوش کند آن سوادش سیاهپوش کند شهری آراسته چو باغ ارم‌ هریک از مشک برکشیده علم‌ پیکر هریکی سپید چو شیر همه در جامهء سیاه چو قیر (151 و 152) شاعر در«صفت بزم بهرام در زمستان»باد را نقاشی می‌بیند که بر روی آب سرد سبز رنگ،طرحهائی از حلقه‌های زنجیری‌ می‌زند،کوه از پوست سفید برف،و زمین از پر حواصل،لباس‌ بر تن پوشیده و چرخ‌فلک از شدت سرما،چون کهنسالان‌ صدرنشین،پوستین سنجاب ابر را بر دوش کشیده بوده است و در آن بزم،شعله‌های آتش،چون عناب قرمز تیره،و شنگرف به‌ رنگ قرمز روشن،از میان تیرگی فندقهای سیاه هیزم‌های مشتعل‌ برمی‌خاسته‌اند تا برودت هوایی یخبندان زمستان را اندکی‌ بشکنند و دودهای حلقه‌زده بر اطراف شعله‌ها،چون هندوان‌ تیره‌رنگ سیه‌پوش آتش‌پرستی در حال سجده،آنها را برگرفته‌ بوده‌اند: داده نقاش باد شبگیری‌ آب را حلقه‌های زنجیری‌ کوه قاقم،زمین حواصل‌پوش‌ چرخ سنجاب درکشیده به دوش‌ رستنی درکشیده سر به زمین‌ نامید گشته اعتکاف‌نشین‌ کیمیاگری جهان دو رنگ لعل آتش نهفته در دل سنگ‌ فندقی رنگ داده عنابش‌ گشته شنگرف سوده سیمایش‌ آتش انگیخته ز صندل و عود دود گردش چو هندوان به سجود (ص 136) در وصف رنگهای گونه‌گون آتش و رقص زبانه‌های زرد و قرمز او که بر روی کنده‌های سیاه به تلاطم و ناآرامی‌ برمی‌خیزند،به شکلهای مختلف درمی‌آیند و نابود می‌شوند، می‌خوانیم: خونی از جوش منعقد گشته‌ پرنیانی به خون در آغشته‌ سرخ سیبی دل از میان کنده به دلش ناردانه آکنده‌ کهربائی ز قیر کرده خضاب‌ آفتابی ز مشک بسته نقاب‌ ظلمتی گشته از نوالهء نور لاله‌ای رسته از کلالهء حور مشعل یونس و چراغ کلیم‌ بزم عیسی و باغ ابراهیم‌ شوشه‌های زگان مشکین رنگ‌ گرد آتش چو گرد آینه رنگ‌ آن سیه رنگ و این عقیق صفات‌ کان یاقوت بود در ظلمات‌ گوهرش داده دیده‌ها را قوت‌ زرد و سرخ و کبود چون یاقوت‌ نوعروسی شراره زیور او عنبرینه ز گال در بر او (ص 138) (به تصویر صفحه مراجعه شود) پاره‌های آتش در نظر شاعر چون سرخ سیبی است که دل‌ سیاه از میان آن بکنند و به جایش دانه‌های سرخ انار آکنده‌ سازند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.