Skip to main content
فهرست مقالات

سرکش

نویسنده:

مترجم:

(5 صفحه - از 100 تا 104)

کلید واژه های ماشینی : آپارتمانهای قاهره زندگی ،لبخند ،قاهره ،دزد ،آپارتمانهای قاهره ،دربانها ،فکر می‌کردم ،قاهره زندگی ،دنبالش ،باور نمی‌کنی ،فکر می‌کنم ،زندگی می‌کنم ،زندگی می‌کردم ،احساس کردم

خلاصه ماشینی:

"اگرچه شاید این اندیشه به‌ نظر تو پوچ و بی‌مفهوم باشد ولی برای من خیلی طبیعی می‌نمود چراکه خواسته یا ناخواسته؛در اتاقی روی بام یکی از بلندترین‌ آپارتمانهای قاهره زندگی می‌کنم و هر ماه نیم لیره بابت آن اجاره‌ می‌دهم. احساس کردم چند نفر دنبال کسی می‌دوند و از داد و فریادهای مکرر آنها این‌طور فهمیدم که شخصی که‌ دنبالش هستند خودش را جایی پنهان کرده است. من در گوشهء اتاق کز کرده بودم و به این فکر می‌کردم که‌ اگر همان‌طور که از دربانها شنیدم به یک دزد پناه داده باشم چه‌ جوابی می‌توانم به وجدان خودم و به آن‌همه دانسته‌های‌ حقوقی‌ام بدهم،که ناگهان دستی روی شانه‌ام خورد و هرم‌ نفسهای سوزانی به صورتم پاشیده شد. حدود یک هفته است که هر روز اینجا می‌آیم ولی هر باد دربانها مرا بیرون می‌کنند تا اینکه امشب تصمیم گرفتم دور از چشم آنها خودم را به داخل ساختمان برسانم. همهء درها را زدم و از کسانی که اینجا زندگی می‌کنند پرسیدم تا ببینم آیا پسرم را می‌شناسند یا نه؟تا اینکه وقتی زنگ یکی از درها را به صدا درآوردم خانمی در را باز کرد و پیش از آنکه اجازه بدهد حرفی‌ بزنم شروع کرد به دادوبیداد کردن. قصد داشتم هروقت پسرم‌ فارغ التحصیل و مرد ثروتمندی شد دوباره پول را به بانکدار برگردانم ولی وقتی خواستم پول را برای پسرم حواله کنم مأمور پست قضیه را فهمید و مرا دستگیر کردند. می‌خواهم او را پیدا کنم و وقتی به شهر خودمان برگشتیم او را به همهء آنهایی که مرا مسخره می‌کردند نشان دهم و بگویم این همان پسرم است که می‌گفتم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.