Skip to main content
فهرست مقالات

مصاحبه و گزارش: گفت و گو با جمشید خانیان

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(5 صفحه - از 105 تا 109)

خلاصه ماشینی:

"این‌ مقوله را در این مجموعه چگونه بررسی کنیم؟ سالها پیش وقتی‌تک‌تک داستانهای این مجموعه داشت‌ شکل می‌گرفت و به ترتیب نوشته می‌شد،من اصلا به مقوله‌ای‌ به اسم ساختار و ساختارگرائی،آن‌طور که تعریف شده و مثلا برایش وجوهی قائل شده‌اند مثل انسجام درونی اجزا یا مثلا بیان یک کلیت،یا این‌که اجزا دارای زیست و رشد مستقلی‌ نیستند،و دیگر این‌که،همین اجزا در این مقوله کارکردهای‌ تازه پیدا می‌کنند... البته حالا فکر می‌کنم که اگر یک‌بار دیگر می‌خواستم این داستان را بنویسم،به‌طور قطع،بخش پایانی‌ کا را-که نشان می‌دهد حجت توی عکس نشسته روی زمین و یک اسلحه بر دوش دارد-حذف می‌کردم. دربارهء این‌که رمان«او»شاید ادامهء یکی از داستانهای کوتاه من باشد نیز باید بگویم شخصا به‌ آن فکر نکرده بودم. بگذریم اگر بخواهید به گذشته‌ای نه چندان دور بازگردید و به آثار تاکنون‌ منتشر شدهء خودتان نگاه کنید،براستی تحلیل خودتان از این آثار چه‌گونه خواهد بود؟ از اولین تجربهء من-یعنی مجموعه داستانهای کوتاهی‌ که به بازار کتاب عرضه شد-تا کار با دفتر ادبیات و بزرگواری‌ جناب بهبودی-که فراموش‌ناشدنی است-و همچنین جناب‌ سرهنگی و انتشارات حریر،و کارگاه قصه و رمان،تا این‌ آخری،یعنی کانون،من عمیقا پی بردم که وظیفهء من به عنوان‌ نویسنده بیان سادهء پیچیدگیهای جهان است. شما اگر به آثار بزرگانی چون‌ هدایت،ساعدی،صادقی و چوبک و حتی بسیاری از کارهای‌ نویسندگان خارجی مثل کامو،سالینجر،محفوظ،کارور-که‌ من البته بی‌هیچ نظم خاصی اسمشان را می‌برم-نگاه کنید متوجه خواهید شد که اینها چه‌طور و چه‌گونه به طرز شگفت‌آوری ما را با آثارشان متحیر می‌کنند و شاید تا ماهها خورهء ذهن ما می‌شوند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.