Skip to main content
فهرست مقالات

با مترجمان داستان: با هر ترجمه زندگی دوباره ای می یابم گفت و شنودی با نجف دریا بندری

مصاحبه شونده:

(6 صفحه - از 137 تا 142)

کلید واژه های ماشینی : داستان، مترجم، ترجمه، زبان، آدم، مترجمان داستان، کار ترجمهء ادبیات داستانی، داستان‌های فاکنر، احساس، شروع

خلاصه ماشینی:

"خود من هم حالا که فکرش را می‌کنم می‌بینم که رویم چه‌قدر زیاد بوده!ولی این موضوع گفت و شنودی با نجف دریابندری بحثی را پیش می‌کشد که از لحاظ شما جالب خواهد بود؛یعنی‌ این‌که مترجم چه وقت می‌تواند به خودش اجازه بدهد که دست‌ به کاری مثل ترجمهء داستان‌های فاکنر بزند. برای آدم‌ فارسی زبان،تمام فارسی‌زبان‌ها،تمام کسانی که زبان فارسی‌ را می‌دانند و می‌خوانند،یک دایرهء وسیع دوستان را تشکیل‌ می‌دهند؛به این معنی که وقتی این آدم یک چیزی را به زبان‌ خارجی می‌خواند و از آن لذت می‌برد،یا به‌نحوی از آن متأثر می‌شود،دلش می‌خواهد این احساس را با همزبان‌های‌ خودش تسهیم کند،وگرنه آن خواندن بی‌معنی می‌شود؛ درست همان‌طور که شما کمتر آدمی را می‌بینید که تک‌وتنها به‌ یک رستوران فرداعلا یا نمایشگاه نقاشی یا سینما برود. البته‌ هیچ چیزی نتیجهء مثبت این کوشش را تضمین نمی‌کند-این هم‌ بحث دیگری اس؛اما به‌هرحال شما به عنوان مترجم حق‌ دارید این کوشش را بکنید،و قاعدتا هم این کار را می‌کنید، چون گفتیم،مترجم می‌خواهد«حال»یا«تجربه»ای را که از خواندن اثری به زبان خارجی دریافته است با همزبان‌هایش- یعنی با آن دایرهء وسیع دوستانش-درمیان بگذارد. اما اگر ساختار خوب یا دست‌کم‌ رضایت‌بخش از کار درآمد-با آن‌که به نظر من«رضایت‌بخش» هرگز واقعا رضایت‌بخش نیست-آن‌وقت فرصت پرداختن به‌ جزئیات همیشه هست؛گیرم این‌که یکی مثل من ممکن است‌ مدت‌های مدید سرش به کارهای دیگری بند بشود و به این کار نرسد،یکی هم ممکن است آدم چابک‌تری باشد و مشکلات‌ کارش را در همان چاپ دوم یا سوم رفع کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.