Skip to main content
فهرست مقالات

داستان: پرنده های گلی

نویسنده:

(3 صفحه - از 21 تا 23)

کلید واژه های ماشینی : پرنده‌ها، بابا، صدای چهچههء بلبل، حیاط پر از صدای پرنده‌های، رنگ، حیاط، خانه پر از صدای بلبل، خار خار درخت نارنج، نارنج، شافتکها، پرنده‌های گلی ساحل، رنگ چشمهای بابا، آب، بدمیم، درخت، بهار، خالی، بهار نارنج، بابا زن و بچه، خانه از صدای بلبل، ماه، شافتکها بدمیم، بابا کاسهء رنگ، عیدهای بابا، گل گوشه حیاط، حیاط خالی، داستان پرنده‌های، پرنده‌ای صدا، قبرستان پر، عید مبارکی

خلاصه ماشینی: "(به تصویر صفحه مراجعه شود) داستان‌ پرنده‌های گلی‌ ساحل‌ جام جم‌ عطرمریم امین فقیری‌ پرنده‌های بابا فقط بابای خانهء ما نبود. قدش آن قدر بلند بود که برای خم شدن به زحمت‌ می‌افتاد و استخوانهایش صدا می‌داد و ما می‌ترسیدیم که نکند بابا ناگهان از هم وابرود. شافتک گلی درست می‌کرد؛ماه تا ماه یک خرکچی می‌آمد دو بار گل رس را گوشهء حیاط خالی می‌کرد و می‌رفت. بابا کاسهء رنگ را از صبح آماده کرده بود. بابا سفره‌ای پهن‌ می‌کرد و پرنده‌ها را به شکلی زیبا درون سفره می‌چید و هریک‌ از ما بنوبت توی شافتکها فوت می‌کردیم. خیلی زود شافتکها به فروش می‌رفت و قبرستان پر از صدای‌ چهچههء بلبل می‌شد. حیاط پر از صدای پرنده‌های‌ گلی شده بود. پس از ساعتی-که برای‌ ما قرنها طول کشید-پرنده‌ها بازگشتند؛درحالی‌که هرکدام به‌ نوکهایشان بهار و شکوفه‌ای عطرآگین گرفته بودند و بعد بهارها را روی بابا که دراز بدراز کنار باغچه خوابیده بود،ریختند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.