Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ترجمه: مردن یادگاری

نویسنده:

مترجم:

(3 صفحه - از 61 تا 63)

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) داستان ترجمه‌ مردن یادگاری‌ آن سو واب آرمیده‌ برگ خرزهره نویسنده:پل شاوول‌ مترجم:حسین سیدی مردن یادگاری کاغذی را از جیب راست کتش درآورد،و بدون آنکه آن را بخواند،فوری در همان جیبش گذاشت. از جیب دیگر تسبیح‌ بزرگ و نازکی را درآورد،با دستش آن را وزن کرد و به مچش- بالاتر از ساعت-آویخت،چند لحظه بعد آن را تا روی‌ انگشتانش لغزاند؛تسبیح روی میز افتاد. از داخل‌ کتش عینک سیاهی بیرون کشید،یک لحظه روی چشمش آنها را امتحان کرد و سپس آن را وسط میز گذاشت. کلیدها را از طرف حلقه جاکلیدی کشید و به آرامی چندبار آنها را تکان داد، تو گویی زنگ کوچکی را به صدا درمی‌آورد. کیف را جمع و جور و سپس باز کرد. از جیبش قلمی‌ درآورد و شروع کرد روی کاغذ خط کردن؛از یک طرف‌ به طرف دیگر و از آنجا به جاهای دیگر خطهایی کشید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.