Skip to main content
فهرست مقالات

کسی که هیچ کس نبود

نویسنده:

(1 صفحه - از 174 تا 174)

کلید واژه های ماشینی : ضربان قلبش، کاج سوزنی، نیمکت چوبی، به‌آن کاج سوزنی، سایهء سرد کاج، به‌آن نیمکت چوبی، خلوتش، فکر، پهلو به پهلوی، یک‌لحظه احساس

خلاصه ماشینی:

"روی نیمکت چوبی،زیر یک کاج سوزنی که من فکر می‌کردم همیشه سردش هست،پهلوی کسی نشستم که‌ هیچ‌کس نبود،کسی شاید در اندازه‌های سایهء همین کاج سوزنی‌ و یا شاید در اندازه‌های غریبه‌ای آشنا که به نظرم یک بار از یک‌ نفر شنیدم روزی می‌آید بی‌آنکه خبر آمدنش را حتی وزش بادی‌ بدهد. کسی که‌ هیچ کس نبود و این چیزی بود که حتی نیمکت چوبی هم فهمیده‌ بود و من این را از دور که نزدیک می‌شدم در انبساط خطوط آوندی‌اش می‌خواندم. او پرسید:«چرا فکر می‌کنی این کاج همیشه سردش‌ هست؟» و من بهت‌زده از اینکه فکرم را خوانده بود و حتی از اینکه‌ سر صحبت را با این پرسش باز کرده بود،فقط از ذهنم‌ گذشت:«این‌طوری به چشمم می‌آید». درحالی‌که دور می‌شدیم،به آن‌ کاج سوزنی-که فکر می‌کردم همیشه سردش هست- می‌اندیشیدم؛و به آن نیمکت چوبی که آرام زیر سایهء سرد کاج‌ می‌لرزید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.