Skip to main content
فهرست مقالات

از فرادست: گرز گاوسر

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : گاو، گرز گاوسر، شیر، شاهنامه، ضحاک، گرز گاوسر ایلیاد و شاهنامه، فریدون، دایه، شیر سر و شیر پیکر، موبدان

خلاصه ماشینی: "فریدون از دیدن پیکر گرز،چنان به وجد می‌آید که هر چه در کیسهء امکان از زر و سیم‌ دارد،به آهنگران می‌بخشد: پسند آمدش کار پولادگر ببخشیدشان جامه و سیم و زر بسی کردشان نیز فرخ امید بسی دادشان مهتری را نوید که گر اژدها را کنم زیر خاک‌ بشویم شما را سر از گرد پاک‌21 کوپال در دس دلاور ایرانی،ملس می‌آید،به ایوان ضحاک‌ تازی حمله‌ور می‌گردد،دختران جمشید را همدم خویش‌ می‌یابد و وقتی شرح حالش را می‌پرسند،مرثیه‌ای می‌سراید: منم پور آن نیکبخت آبتین‌ که بگرفت ضحاک از ایران زمین بکشتش به زاری و من کینه‌جوی‌ نهادم سوی تخت ضحاک روی همان گاو بر مایه کم دایه بود ز پیکر تنش همچون پیرایه بود ز خون چنان بی‌زبان چارپای‌ چه آمد بر آن مرد ناپاک رای‌31 شیر شیرین نازنین دایه،در رگهای قهرمان ایرانی به خون‌ تبدیل شده است،هنوز بوی آن دایهء مهربان را حس می‌کند،در این حالت است که به خروش می‌آید: کمر بسته‌ام لاجرم جنگجوی‌ از ایران به کین اندر آورده روی سرش را بدین گرزهء گاوچهر بکوبم نه بخشایش آرم نه مهر41 پانویس: -------------- (1)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.