Skip to main content
فهرست مقالات

روان شناسی مرگ

نویسنده:

(4 صفحه - از 62 تا 65)

کلید واژه های ماشینی : مرگ ،ترس ،زندگی ،ترس از مرگ ،انسان ،مردن ،اندوه ،سن ،تجربه ،جوان ،هراس از مرگ ،کودک ،نهر ،زیبا ،حیات ،ذهن ،مرده ،تجربه واقعی مرگ شخصی ،فکر ،تداوم ،مرگ ناگهانی هراس ،مردن موجب ترس ،کسانی ،واقعی ،از مرگ ،کلی ،روزهای زندگی انسان ،تجربه ناخوشایند مرگ شخصی ،احساس ،مرگ و زندگی

خلاصه ماشینی:

"چون بشر قادر نیست بر مرگ غلبه یابد به‌ فکر می‌افتد که به آن نیاندیشد تا شادکام شود و افراد بشر فکر کردن به آن را علت اصلی ترس از مرگ‌ می‌دانند و علت آن را تخیل انسان دانسته‌اند افراد برای بیدار نکردن ترس و بیان نکردن کلمات-مرده‌ یا مرگ-به طور معمول با عبارات مجازی نظیر او زندگی کرد،او درگذشت،او دیگر در بین ما نیست،او از جهان رفته،منظور واقعی خود را مطرح می‌کنند و حتی در خبرنامه‌های نظامی به جای‌ کلمه مرده از واژه از دست رفته استفاده می‌کنند. ناخرسندی از مرگ می‌تواند طعم تلخی به خود بگیرد،یعنی اگر به نظر فرد مردن‌ ناعادلانه باشد،اندوه با رنجش در هم می‌آمیزد و این احساس بی عدالتی بخصوص در کسانی دیده‌ می‌شود که در انتظار مدت زمان بیشتری برای‌ زیستن بوده‌اند و در نظر آنان فرا رسیدن مرگ مانند آن است که به ناگاه نیرویی قاهر هر آنچه را که دارد به یغما می‌برد و این در حالتی است که بسیاری از افراد نالایق و ناشایسته از فرصت‌های طولانی‌ حیات برخوردار می‌شوند،در این موارد حسادت‌ و خشم نسبت به دیگران نیز مجال بروز می‌یابد. فردوسی چنین سروده: چو سال جوان برکشد بر چهل‌ غم روز مرگ اندر آید به دل حتی در این میانه زندگی هم،بسیاری از افراد کاملا با مفهوم مرگ و ماتم ناآشنا می‌مانند و برای‌ یک فرد میانسال اهمیت مرگ بیشتر متوجه روابط و وابستگی‌های او با همسر و سایر افراد مورد علاقه‌ اوست و لذا غنیمت شمردن روزهای زندگی در این‌ سنین نیز همچون سال‌های دیگر عمر،موجب‌ تداوم و تداعی کردن شادی‌های گذشته است."

صفحه:
از 62 تا 65