Skip to main content
فهرست مقالات

خط مرز

نویسنده:

(2 صفحه - از 34 تا 35)

کلید واژه های ماشینی : سرباز، مرز، اسیر، راننده، ستوان، گردنش، رگبار راننده و جیپ، خورشید، سرهنگ نگاهش، حرکت

خلاصه ماشینی:

"رسیدند جلوی ساختمانی که 4 سرباز اسیر را بدون کلاه و پابرهنه‌ به صف کرده بودند. افسر قدبلند،نگاهش به اسیر ارشد بود که مستقیما به چشم‌های سرهنگ نگاه‌می‌کرد. گردنش را با دستمال چرکی که از کشو برداشته‌ بود خشک کرد و بعد پاها را گذاشت روی میز. راننده خودش را انداخت‌ روی اسیر و هر دو پرت شدند بیرون. اسیر با ضربه‌ای،راننده را به‌ طرفی پرت کرد و با یک رگبار راننده و جیپ را به هم دوخت. قبل از آنکه به‌ جیپ بپرد،چوب‌کبریت نیمه‌روشن را همانجایی انداخت که زمین‌ از بنزین نشست کرده از باک،رنگ گرفته بود. خورشید سیر نزولی خود را در آسمان شروع کرده بود و افسر هنوز، در بیابان خشک و لخت جلو می‌رفت. سرباز اول جلوتر رفت: -005 قدم دیگه رسیده بود هور بزرگ و بعدشم اونور مرز... سرباز سوم اسلحه رو پایین‌آورد،اما نتوانست جلوی لگدی را که به‌ شکم اسیر حو آله داده بود بگیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.