Skip to main content
فهرست مقالات

آن مرد داس دارد

نویسنده:

(3 صفحه - از 6 تا 8)

کلید واژه های ماشینی : مهتاب، بنیامین، ماکارونی، دیکته‌اش، گوشهء، مرد داس، دندانه، میز عسلی گوشهء هال، گوشهء خانه بوی مهتاب، گوشهء چشم‌های مادرم

خلاصه ماشینی:

"از پشت میز کارم بلند می‌شوم و از پنجره به بیرون نگاه می‌کنم:خوشبختی روی دوچرخه‌ای‌ است که از جلو پنجرهء دفتر کارم می‌گذرد. بعد با پشت قاشق ماکارونی را درون بشقابش صاف می‌کنم و سس گوجه‌فرنگی را که درون یک خرس پلاستیکی است‌ دستم می‌گیرم و مثل همیشه می‌پرسم:خب،چی بنویسم؟ کمی فکر می‌کند و بعد کلمه‌ای می‌گوید که بهت‌زده می‌شوم‌ اما به روی خودم نمی‌آورم. بنیامین زیر لب نام‌ مادرش را تکرار می‌کند و من صورتم را به بهانهء تماشای پشت‌ سرم به سمت گلدان‌های گلخانه برمی‌گردانم و چند لحظه‌ همین‌طور نگاه می‌کنم تا چشم‌هایم می‌سوزند و خیس می‌شوند و وقتی چشم‌هایم را با پشت دست پاک می‌کنم و سرم را برمی‌گردانم،فقط«ب»مهتاب توی بشقاب باقی مانده است. یاد چند هفته پیش‌ می‌افتم که مهتاب کرهء جغرافیایی درون کتابخانه‌ام را آورد و پرسید:«ما کجای زمین هستیم؟»من با نوک مداد بنیامین، یک نقطه را نشانش دادم و گفتم:«اینجا!»مهتاب گفت: «وای!چقدر زمین بزرگه!»بعد من دفتر نقاشی بنیامین را که‌ کنارم بود آوردم و توی یک صفحهء سفید آن یک نقطه گذاشتم‌ و گفتم فرض کن این خورشید است،و بعد نوک مداد را نه بار اطراف آن فشار دادم و گفتم:«این هم زمین و بقیهء سیاره‌ها که دور خورشید می‌چرخند». مهتاب خنده‌اش گرفت و گفت: «این نقطه کوچولو زمین ماست؟»پایین صفحه تندتند با نوک‌ مداد به کاغذ ضربه زدم تا گوشهء صفحه سیاه شد و گفتم:«هر کدام از این نقطه‌ها یک ستاره است مثل خورشید ما. مهتاب گفت:«چقدر زیاد!»و بعد من گوشهء دیگر کاغذ دوباره با مداد نقطه‌های‌ زیادی گذاشتم و گفتم:«هر کدام از این نقطه‌ها یک کهکشان‌ است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.