Skip to main content
فهرست مقالات

من در موزه خودم زندگی می کنم

مصاحبه شونده:

مترجم:

(4 صفحه - از 58 تا 61)

خلاصه ماشینی:

"امروز با ارزش و اعتباری که با عنوان یک‌ نوییسنده پیدا کرده‌اید چطور کنار می‌آئید و چه‌ توضیحی برایش دارید؟ قبل از هر چیز باید بگویم من با خودم هیچ مشکلی‌ ندارم و بنابراین از درگیری‌های تلخی که یک نویسنده‌ می‌تواند با خودش داشته باشد در زندگی من خبری نیست. این‌ زیباترین کلکسیون کاکتوس در زوریخ است که شامل 0053 نوع کاکتوس است،و بورژوا هم در پاسخ گفت:«درخت‌ بلوط هم در فرانسه زیاد داریم؛ولی وقتی همین بلوط توسط ویکتور هوگو کاشته شده باشد،خیلی با بلوطهای دیگر فرق‌ می‌کند. در حال حاضر من دارم در موزه خودم زندگی می‌کنم؛ موزای که دیگر نه آرشیوی در آن وجود دارد و نه دست‌ نوشته‌ای؛چون همه چیز را به‌ IMEC منتقل کرده‌اند.. و چه وقت باید کل آثارتان را در مجموعهء «پلئیاد»4ببینیم؟ از طرفی،«پلئیاد»اعتقاد دارد که کتاب‌های من زیاد پرفروش نیستند و از طرف دیگر،انتشار«مینویی»همانطور که هیچ وقت حاضر نشده آثار بکت را در اختیار پلئیاد بگذارد، در مورد من هم همین سیاست را در پیش گرفته است. اگر قرار بود این زندگی‌نامه را خودم‌ بنویسم اصلا مشکلی ندارم که در آن چیزهایی ابداع کنم و از موضوعاتی‌ صحبت کنم که ذهنیتم در آنها تغییراتی داده باشد. ولی آیا حاضر هستید امروز رازهای زندگی‌تان را هم‌ فاش کنید؟ از تمامی رازهای زندگی‌ام در کتاب‌هایم حرف زده‌ام، ولی آن‌ها را تبدیل به قصه و حکایت کرده‌ام و بر این هم‌ جالب نیست آنها را طور دیگری بگویم؛چون«واقعیت» درواقع همان داستان‌هایی است که تعریف کرده‌ام. درست است،ولی آنها در آن زمان‌ شهرت زیادی نداشتند،در شروع کار یا بهتر است بگویم هیچ وقت،فکرش‌ را هم نمی‌کردم یک روز با حق و حقوق‌ نویسندگی زندگی کنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.